1 June / 14 June New Style

عذاب مقدس شهید یوستین و دوستانش

در زماني که بت پرستان در تمام کشورها و شهرها در برابر مسيحيان پرهيزگار و پيروان قانون خوب فرمان بد صادر کردند که هر کس که به مسيح ايمان آورده به بت ها قرباني کند، شهداء مقدس يستن، خاريتون و خاريت (زنان) ، يولپست، يراكس، پيون و والريان را به روم آوردند و به دادگاه شهرستان روستوس پيشرفت کردند.

"به خدايان و فرمان هاى امپراطور فرمان بده تا محکوم نشوي". "به هر حال، هيچ كس محکوم نخواهد شد اگر به فرمان هاى نجات دهنده ي ما، يسوع مسيح، اطاعت كند. تو چه آموزه اي دارى؟"

"من با تمام وجود تمام آموزه های بیرونی را مطالعه کردم و در تمام دانش به هنر دست یافتم، اما بعد به آموزه های مسیحی واقعی پیوستم، هر چند که آن را کسانی که در حکمت نادرست اشتباه می کنند، تایید نمی کردند". سپس روستکی گفت: "پس تو، ای بیگانه، آموزه هایی را دوست داری که با عقل ما مخالف است؟ بله، دوست دارم، "ایستین مقدس پاسخ داد، "زیرا من از آموزه های درست مسیحیان پیروی می کنم. این چه آموزه ای است؟"

و ایمان به عیسی مسیح، پسر خدا، که از پیش از آن توسط پیامبران پیشین اعلام شده بود، و برای کسانی که می خواهند کارهای نیک را انجام دهند، موعظه گر و معلم نجات است.

به خداي ابديش، من، يک مرد ضعيف، از همه کمتر، نمي تونم با قدرت کافی حرف بزنم، اما اقرار مي کنم که اين چيزهايي که در قرون پيش از اين توسط پيامبران پيشگويي شده بود، اتفاق افتاده است.

"هر کس به جایی که می خواهد و می تواند می آید. آیا فکر می کنی که همه ما در یک مکان جمع می شویم؟ این کار غیرممکن است: زیرا خدا مسیحیان در هیچ جایی زندگی نمی کند، اما در حالی که نامرئی است، آسمان و زمین را پر می کند، در همه جا به او وفادار می شوند، و جلال او در همه جا اعلام می شود. " شهردار گفت: " به هر حال به ما بگو که در کجا جمع می شوید، و در کجا شما شاگردان خود را جمع می کنید. " یوستین پاسخ داد:

"من دومين بار به رم آمدم، و جز اين جا، من هيچ جا ديگري را نميدونم. همه اي که مي خواستند بيايند، من به آموزه ي حقيقت پيوستم". "پس تو يه مسيحي هستي؟"

سپس روستکی از همسر مبارکش هریتا پرسید که آیا او نیز از ایمان مسیح پیروی می کند؟ هریتا نیز خود را مسیحی اعلام کرد، به لطف خدا. سپس روستکی از ایولپست پرسید: تو کی هستی؟ من برده سلطنتی هستم، - او پاسخ داد - اما به عنوان یک مسیحی، خود مسیح به من آزادی داد؛ من با رحمت و لطف او به همان امید تبدیل شدم، همانطور که شما می بینید. سپس شهردار از ایراکس پرسید که آیا او نیز مسیحی نیست. ایراکس به او پاسخ داد:

و شهردار گفت: "آيا يُستين تو را مسيحي كرده است؟" و ايراكس گفت: "من مسيحي بودم و خواهم بود". "تو را چه كسى به مسيحي بودن آموخت؟"

و من از پدر و مادرم در مسیحیت تربیت شده ام، و به سخنان یُوستین توجه کردم، و به ایمان قوی تر شدم. و از او پرسید: "پدر و مادرت کجا هستند؟" و از او پرسید: "در کَپَدَکِیا". و از او پرسید: "پدر و مادرت در چه کشوری زندگی می کنند؟" و او گفت: "پدر و مادر ما مسیح حقیقی هستند، و مادرم در ایمان به او هستند. پدر و مادرم از جنس انسانی هستند، اما من از ایقونیم در فروگیا آمده ام.

شهردار به والرین پاسخ داد و او را به پاسخ دادن تشویق کرد: تو هم مسیحی هستی و به خدایان کنجکاو نیستی؟ والرین پاسخ داد: من هم مسیحی هستم، فقط یک خدای حقیقی را می پرستم و او را می پرستم، اما خدایان شما را تحقیر می کنم. شهردار دوباره به یوستین گفت: "تو که خود را سخنران و پیرو آموزه های درست می دانی، گوش کن: اگر از سر تا بدن خود زخم بپوشی، آیا فکر می کنی که از این طریق به بهشت خواهی رفت؟

یُوستین جواب داد: "اگر من عذابی را که شما گفته اید تحمل کنم، امیدوارم از پروردگارم همان پاداش را که برای حفظ آموزه های مسیح آماده شده است، دریافت کنم؛ زیرا می دانم که همه کسانی که در راه خدا زندگی می کنند و در هر صورت رنج می برند، تا پایان جهان، رحمت مخفی خدا را انتظار می کشند". به این پاسخ، شهردار روستیک گفت: "پس تو فکر می کنی که به آسمان بالا می روی و از خدای خود پاداشی دریافت می کنی؟"

"من فکر نمی کنم، - گفت یوستین - اما می دانم و بدون شک به آن امید دارم. " گفت: " اما ما به کار ما شروع می کنیم: با هم جمع شوید و همگی با هم به خدایان قربانی کنید. " به این پاسخ یوستین گفت: " هیچ کس عاقل نمی خواهد از دین خود محروم شود و به گمراهی و نافرمانی بیفتد. "

یُوستین پاسخ داد: "ما واقعاً می خواهیم به خاطر خداوندمان عیسی مسیح عذاب بکشیم و نجات یابیم، زیرا این عذاب ها نجات و جرأت ما را در داوری ترسناک او که به فرمان خدا تمام جهان به آن خواهد رسید، به دست می آورد". همه ی شهیدهای مقدس دیگر نیز با هم گفتند: "به سرعت قصد خود را انجام بده، ما مسیحیان هستیم، به بت ها قربانی نمی کنیم".

هرکس که از قربانی کردن به خدایان و اطاعت از دستورات امپراتور خودداری کند، باید با عصا مجازات شود و طبق قوانین روم، به اعدام توسط قطع سر برسد.

و شهداى مقدس كه خدا را بزرگ مى شمردند، در جايگاه معمول اعدام شدند، زخم خورده بودند، و با چاقو قطع شده بودند، و در شهادت نجات بخششان، عذاب را به پايان رساندند، و بعد بعضي از مؤمنان بدن شريفشان را به طور پنهانى به جايى شايسته دفن كردند، به لطف خداوند ما، عيسى مسيح، كه به او تا ابدالآباد جلال است، آمين.