7 June / 20 June New Style

یادشهد مقدس مارکلین

پاپ مارکلین در دوران حکومت دیوکلیتیان و مکسمیان پس از مرگ پاپ مقدس کییوس بر تخت سلطنت برآمد.

در سال 296 میلادی، در زمان آزار و اذیت شدید مسیحیان، در طول سی روز در رم پس از شکنجه های گوناگون، هفده هزار مسیحیان هر دو جنس از بین رفتند. در این زمان او را دستگیر کردند و برای بازجویی به دیوکلیتیانوس و پاپ مارکلین آوردند.

اما از ترس از عذاب شدید، او بر روی قربانگاه بت ها بخور می سوزاند و قربانی به وست و اسید می کند.

در روم در کنار تپه پالاتین در یک باغستان به نام Vesta یک معبد ساخته شد.

در این معبد یک قربانگاه قرار داشت که بر روی آن آتش به طور مداوم می سوخت و توسط کشیش های الهه - وستالک ها پشتیبانی می شد. جشن اصلی به افتخار الهه وستا در ماه ژوئن در رم برگزار می شد.

بعد از آن، مارکلین به خانه بازگشت و مانند پطرس رسول که مسیح را انکار کرده بود، به شدت گریه و گریه کرد (متی 26: 75).

مارکلین شروع به سرزنش و سرزنش خود کرد، چون اگر چه بسیاری از دیگران را در ایمان تقویت کرده و به شهادت تشویق کرده بود، با این حال خود را به شرمسارانه ترین شکل از ایمان دور کرده بود.

در آن زمان در شهر سینوس در کامپانیا [کامپانیا - منطقه ای در ایتالیا باستان است که در غرب با لاتسیوم، در شمال با سامنیوم، در شرق با لوکانیا، در جنوب با دریای تیرانا محدود شده است.

در این منطقه ایتالیایی برای اولین بار (از قرن هشتم) زنگ ها شروع به ریختن کردند، چرا که آنها در اساسنامه کلیسا به نام کمپانی ها نامیده می شوند. ، یک کلیسای محلی [این کلیسای در حدود سال 300 اتفاق افتاد] برگزار شد، که در آن بسیاری از اسقف ها و کشیش ها، در مجموع یکصد و هشتاد نفر جمع شدند.

مارکلین هم به این کلیسا آمد. او با پوشیدن یک لباس موی و خاکستر روی سرش با شکستگی قلب وارد کلیسای بزرگ شد و در برابر آن ها به عنوان متهم ایستاد و گناه خود را آشکارا اعتراف کرد. او با اشک های تلخ از پدران صادق درخواست دادرسی کرد. پدران می گفتند:

خودت را محکوم کن. گناه از دهان تو خارج شده است. اجازه بده که تو هم محکوم شوی. ما می دانیم که سنت پیتر از ترس مسیح را انکار کرد، اما بعد از اینکه گناهش را به شدت توبه کرد، دوباره از طرف پروردگارش مورد رحمت قرار گرفت.

آن گاه مارکلین این حکم را به خود صادر کرد: "من خود را از مقام مقدس محروم می دانم که شایسته آن نیستم. پس پس از مرگم، بدنم را به خاک سپردن معمولی واگذار نکن، بلکه به سگ ها بیفکن. لعنت بر کسی که جرأت کند آن را دفن کند. "

پس از پایان جلسات شورایی، مارکلین به رم بازگشت و لباس گرانبها ای را که از دیوکلیتیان دریافت کرده بود، با خود برد و به سوی او رفت و لباسش را در مقابل او افکند و او را محکوم کرد و خود را یک گناهکار سنگین نامید و به شدت گریه کرد.

امپراتور خشمگین شد و او را به شکنجه و سپس به مرگ محکوم کرد. و در این هنگام، نیکبخت مارکلین همراه با سه مسیحی - کلودیوس، کیرین و آنتونی - برای سر بریدن به خارج از شهر به سر برد. پس از او، پادشاوند مارکل، که بعد از او به تخت پاپ رسید.

مارکلین، شهید مسیح، او را فرا خواند و او را تشویق کرد که در ایمان ثابت قدم بماند و در مورد جسدش گفت که کسی جرأت نمی کند او را در خاک دفن کند، بلکه باید به سگ ها داده شود:

و گفت: "من سزاوار آن نيستم كه در گورى كشته شوم، و سزاوار آن نيستم كه در زمين دفن شوم، زيرا پروردگارم را كه آسمانها و زمين را آفريده است، انكار كرده ام".

هنگامی که به محل اعدام رسیدند، شهید مقدس مارکلین با خلوص به خداوند مسیح، که گناهکاران توبه کننده را می پذیرد، دعا کرد و با آمادگی فریاد خود را برای قطع و مرگ برای مسیح که در ابتدا از ترس از شکنجه رد شده بود، گذاشت.

و با او سه مرد به نام کلوديوس، کورينوس و آنتونينوس را سر بريدند و جسد شان را در کنار راه انداختند.

چند روز بعد، مؤمنان جسد کلوديوس، کورينوس و آنتونينوس را در شب بردند و دفن نمودند. اما جسد مارکلينوس را هيچ کس جرأت نکرد ببرد و دفن کند، چون او قسم خورده بود که جسد او را به خاک سپارند.

36 روز.

پس از گذشت این زمان، رسول مقدس پطرس به پاپ مارکلو ظاهر شد و گفت: "چرا تا به حال جسد مارکلو را دفن نمی کنید؟" مارکلو پاسخ داد: "من از سوگند او می ترسم، زیرا او قسم خورده بود که جسد او را دفن نکند".

"آیا به یاد نداری که نوشته شده: "هر کس خود را فروتن کند، بزرگ خواهد شد؟" (لوقا ۱۸: ۱۴) پس برو و جسد او را با شرافت دفن کن.

پاپ مارکلین که در آن زمان به گناهان مشابهی دچار شده بود، درگذشت و نمونه ای از توبه برای بسیاری از کسانی که در آن زمان به گناهان مشابهی دچار شده بودند، گذاشت.

در همان روز، یاد شهید مقدس فئودوت آنکیری که در سال 303 با شمشیر قطع شد (زندگی او را در 18 مه ببینید).