در مورد آیکون معجزه ساز مادر خدا در لیدا یا رم
رسول اعظم مقدس پطرس و رسول مقدس یوحنا، قبل از اینکه مانند سایر رسولان به نقاط مختلف زمین با موعظه انجیل بروند، ابتدا مسیح را در شهرهای اطراف اورشلیم موعظه کردند. و هنگامی که آنها در شهر لده بودند [سالونی یا تسالونیکی - یک شهر بسیار مهم، مقدونیه باستان، در عمق خلیج بزرگ سالونیک یا فرمی که بخشی از دریای اژه (ارشیپلاگ) را تشکیل می دهد، قرار دارد.
در سالونیک مسیحیت را موعظه کرد و یک جامعه را تاسیس کرد که برای آن دو نامه نوشته شد.
در حال حاضر این شهر با نام سالونیک، پس از استانبول، اولین شهر تجاری ترکیه اروپا با جمعیت بسیار زیاد است.] ، که بعدها دیوسپول نامیده می شد، و بسیاری از مردم را به مسیح تبدیل کردند، سپس در آنجا یک کلیسا به نام باکره مقدس ایجاد کردند. شرایط برای ساخت معبد مناسب بود.
در آن زمان برای کلیسای مسیح صلح و آرامش آمد، زیرا به زودی پس از قتل استفانوس، اولین شهید [یادداشت او در ۲۷ دسامبر]، آزار و شکنجه مسیحیان در یهودا متوقف شد. این امر به این دلیل بود که امپراتور روم تبریوس [که از ۱۴ تا ۳۷ میلادی سلطنت می کرد] که از مسیح پروردگار ما بسیار شنیده بود، دستور داد که مسیحیان را آزار و شکنجه نکنند.
در کتاب اعمال رسولان در مورد این زمان آرام برای کلیسای مسیحی آمده است: "کلیسای در سراسر یهودا و جلیل و سامریه در آرامش بود و در ترس خداوند راه می رفت".
پس از ایجاد کلیسا در لده، رسولان پطرس و جان به اورشلیم رفتند و از مادر خدا درخواست کردند که به لده بیاید و معبد ساخته شده به نام او را ببیند، آن را برکت دهد و با آمدن خود مقدس کند تا دعاهای در آن به پسر خدا به عرش او برسد.
و آن ها در لده به کلیسای کلیسا رسیدند، و در یکی از ستون های سنگین کلیسا، تصویری از آن حضرت را دیدند که با دستور خدا بر روی آن قرار داشت.
سپس به لده آمد و مادر خدایی مقدّس؛ و هنگامی که تصویر خود را، و همچنین بسیاری از پرستندگان خود را، به ایمان به مسیح عیسی، دید، او در روح شادمان شد و به تصویر فضل و قدرت معجزه سازی خود را نشان داد. سال های زیادی پس از آن، جولیان مرتد بر تخت سزاران روم نشست [یولیان مرتد از سال 361 تا 363 در تخت سلطنت بود] ، که یک آزار وحشیانه بر کلیسا مسیح را ایجاد کرد.
و هنگامی که او از وجود یک تصویر معجزه آمیز در لده آگاه شد، خویشاوند خود را به نام یولیانوس فرستاد تا آن تصویر را پاک کند. و در آن زمان معجزه ای پیش از آن اتفاق افتاد. همانطور که سنگ سنگ ها با ابزار سنگ سنگ سعی می کردند تصویر را پاک کنند، رنگ ها و خطوط به عمق ستون سنگ نفوذ کردند و تصویر با وجود تمام تلاش سنگ سنگ ها، سالم باقی ماند.
پس از تلاش طولانی و دستاوردی که نداشتند، آنها از آنجا رفتند و نتوانستند تصویر مقدس را صاف کنند. خبر این معجزه شگفت انگیز به تمام نقاط جهان گسترش یافت - و از آن زمان بسیاری از مؤمنان برای پرستش تصویر معجزه آمیز پاک در لیدا جمع شدند.
هرمان در قرن 715 تا 730 میلادی در قسطنطنیه در مقام پدر و مادر بود. او در اورشلیم بود و بعد از دیدن تابوت خداوند و دیگر مکان های مقدس، به لیدا رسید. در اینجا، او به تصویر معجزه آمیز مادر خدا سجده کرد و به یک نقاش دستور داد که یک لیست دقیق از آیکون ها را روی صفحه بسازد.
هنگامی که او به او دستور داد، هرمان این لیست را از او پذیرفت و آیکون را با خود به تزارگرد برد و همیشه آن را به عنوان یک گنجینه ارزشمند در خود داشت و هر روز در مقابل این آیکون نماز می خواند. سپس در دوران سلطنت آرتمیوس به نام آناستاسیوس [به طور طبیعی امپراتور آناستاسیوس دوم که از سال 713 تا 715 سلطنت کرد] ، او به اذن خدا به عنوان پاتریارکی شهر سلطنت انتخاب شد.
اما لئو ایزاورینین [لئو سوم ایزاورین از سال 716 تا 741 سلطنت کرد] که پس از آناستاسیوس بر تخت پادشاهی برآمد و خود را یک مبارزه کننده ی پرشور با بت ها اعلام کرد، آزار و شکنجه ی ارتودکس ها را آغاز کرد و مقدس ترین پاتریارک هیرمان را با بی آبرو از تخت پاتریارکی اخراج کرد.
هیرمان مقدس که از کلیسا و خانه اش اخراج شده بود، دو آیکون مقدس را با خود برد، یکی مسیح نجات دهنده و دیگری همان آیکون مادر خدا را که یک نقاش برای او از آیکون خود در لیدا نوشته بود. سپس قبل از سوار شدن به کشتی و به تبعید رفتن، او به پاپ روم، مقدس گریگوریوس [قديس گرگوریوس] نامه نوشت.
گریگوریوس از سال 715 تا 731 در رم در صدارت پاپ بود] ، نامه ای که در آن از تبعید بی گناه خود و آزار و شکنجه ارتدوکس ها توسط یک پادشاه عابد از مجسمه ها خبر می داد. پس از نوشتن این نامه، او در یک صفحه محکم از آیکون نجات دهنده سوراخ کرد و پیام را با مهر و موم در آن قرار داد و زمان و ساعت نوشتن آن را نشان داد. سپس سوراخ را محکم کرد و با اشک خود را به خود آیکون زد و در عین حال دو بار گفت: "معلم! معلم! خود را و ما را نجات دهید".
بعد از این حرف ها، آیکون را در دریا انداخت و آن در یک روز به رم باستان رسید. همان شب، پاپ مقدس از خدا خبر گرفت که تصویر نجات دهنده به زودی به رم می آید. بنابراین روز بعد، وقتی خورشید طلوع کرد، پاپ، با شمع های خود، سوار قایق شد و با شمع ها و بوقلمون ها، از رودخانه تبروس به دریا رفت تا آیکون خداوند عیسی را ملاقات کند.
هنگامی که به دهانه رودخانه رسیدند و وارد دریا شدند، یک مجسمه را دیدند که به نظر می رسید در آب حرکت می کند، و از ترس و شادمانی روحانی، به آن سجده کردند. در حالی که پاپ گریگوری، به چهره ی صادقانه اش روی آورد، گفت: "اگر تو، پروردگارا، به ما بی ارزش آمده ای، ما از تو التماس می کنیم: همان طور که تو با شکوه در آب راه رفتی، به دست های ما هم بروی، زیرا ما از ترس بی ارزش بودن خود، جرات نمی کنیم به تو دست بزنیم".
هنگامی که او این را گفت، تصویر به سرعت بالا رفت و مانند یک پرنده در هوا پرواز کرد، و به دستان قدیس فرود آمد. او، با اشک، او را در آغوش گرفت و با احترام به او احترام گذاشت، و همراه با کلرا، با زبور به رم را به شهر منتقل کرد تا همه بتوانند آن تصویر الهی را ببینند. سپس او را در کلیسای بزرگ اولین رسول مقدس پیتر قرار داد.
در اینجا او پیام پاتریشی را که به هیچ وجه با آب لمس نشده بود، از آیکون بیرون آورد و بعد از خواندن آن، در مورد تمام کارهایی که پادشاه شرور و مبارزه با آیکون ها در قسطنطنیه انجام داده بود، مطلع شد. او از این پیام، پاپ مقدس را نیز دید که آیکون در طول یک روز از قسطنطنیه به دریا به آنها رسیده است و خداوند را ستایش کرده و در مورد همه حاضرین خبر داد؛ در آن زمان همه قدرت غیرقابل درک خدا را ستایش کردند.
پاپ به خاطر تسلط هرزهای بت پرستی در سراسر شرق و اخراج مقدس ترین جرمنی، نامه ای جسورانه به پادشاه بدکار نوشت و شرارت او را افشا کرد. اما این آیکون در رم باقی ماند و از آن در اینجا معجزات زیادی انجام می شد و به بیماران و بیماران شفا می داد.
در این میان، مقدس ترین هیرمان، وقتی دید که پرستندگان مجسمه ها به بی آبرو و توهین می افتند، آنها را پاره پاره می کردند، به آتش می افکندند و به کثافت می افکندند و از سوی دیگر، احساس نزدیک شدن مرگ می کرد، نامه دوم خود را از محل تبعید به کاهن اعظم روم نوشت و در این نامه او را از تمام بدکاری هایی که در شرق انجام می شد، مطلع کرد.
بعد از آن، او یک سوراخ را در یک تخته ای از آیکون مقدس مادر خدا که در لده نوشته شده بود، بریده و پیام خود را در آن قرار داده و زمان و ساعت نوشته شده را نشان داده است.
"ای بانوی من، از هیرودیس در مصر فرار نکن، بلکه از بت پرست های وحشی در رم فرار کن. آنجا ارتدوکس ها به تصویر تو عمل خواهند کرد و تو را به دست بدکاران نمی سپارند.
پس آیکون پاکت با کمک و لطف بی همتا در این دریای عظیم شنا کند، زیرا تو در دستان خود، که آسمان، زمین و دریا را آفریده ای، او را حمل می کردی. اما ما، که به خاطر آیکون های مقدس که به واسطه آن به تو و پسر الهی تو احترام می گذاریم و عبادت می کنیم، در شهرهای صالح در شکم ابراهیم آرام می بریم. " با این کلمات، مقدس ترین هرمن با عشق آیکون را گرفت و آن را به دریا انداخت.
و این آیکون سریعتر از پرواز عقاب حرکت کرد و در یک روز به رم رسید. در همان شب کاهن اعظم روم از جانب خدا اطلاع گرفت که آیکون ملکه آسمان به رم می آید. بنابراین، او از خواب بیدار شد و با کل کلری به دیدار آن رفت، همانطور که قبلاً برای دیدار با آیکون نجات دهنده، با شمع ها و بوقوفه ها در رودخانه تبرس شنا می کردند.
هنگامی که آنها به دهانه رودخانه تیبر رسیدند، آیکون مادر خدا را دیدند که به سمت آنها شنا می کرد، نه ترس، بلکه مستقیم، به عنوان در حالت ایستاده، مطابق با تصویر نوشته شده بر روی آن. پاپ دستان خود را به سمت آن دراز کرد، و آیکون خود را به هوا بلند کرد و به دستان او فرود آمد. با خوشحالی بزرگ، پاپ مقدس آیکون را پذیرفت و بعد از آن، به روم بازگشت و به شگفتی از معجزات الهی شگفت زده شد.
سپس سوراخی را که توسط پاتریارک جرمن ساخته شده بود باز کرد و بعد از خواندن نامه ای که در آنجا یافت شد، متوجه شد که فقط روز قبل این آیکون در دریا رها شده بود و به این ترتیب در یک روز به آنها رسیده بود.
از آن زمان به بعد از این آیکون در رم معجزه های مختلفی انجام می شد و به بیماران شفا می دادند. پس از آن چند سال دیگر گذشت که در طول آن پادشاهان و پدران بت پرست در استانبول خشن بودند.
اما همه آنها با بی آبرو کشته شدند - و امپراتور نیکویی میخائیل (امپراتور میخائیل سوم در سال ۸۴۲ به سلطنت رسید، اما از سال ۸۵۵ به طور مستقل حکومت کرد؛ تا سال ۸۶۷ سلطنت کرد) ، که در دوران کودکی خود را اداره می کرد، در ابتدا مادر نیکویی او - ملکه فئودور (فئودور، همسر امپراتور فئوفیل (۸۲۴-۸۴۲) ، در دوران کودکی پسرش میخائیل، از سال ۸۴۲ تا ۸۶۷، دولت را اداره کرد.
855] .
در این زمان، آیکون مادر خدا، که توسط پاتریارخ مقدس هیرمن به محل اسارت گرفته شده بود، و سپس از آنجا به رم رفته بود و در آنجا در قربانگاه معبد سنت پطرس قرار گرفته بود، در مقابل همه کسانی که در معبد بودند، شروع به حرکت و تکان دادن کرد، اگرچه هیچ یک از حاضرین آن را تکان ندادند.
این اتفاق بارها و بارها در عبادت های شام، صبح و گاهی اوقات در مراسم مذهبی تکرار می شد. ساکنان رم از این معجزه وحشت زده و شگفت زده شدند.
در سال 847 میلادی) ، و یک روز، وقتی که او در کلیسای جامع، در خدمت کشیش های متعدد، در معبد رسول پطرس عبادت می کرد، یک بار دیگر تصویر مادر خدا به شدت حرکت کرد و لرزید.
پس هر كه در آن جا بود، از قربانگاه فرياد برآوردند و دستهاى خود را به سوى آن مى گشودند تا آن را بپيچند.
به آرامی، مانند عبور از کلیسا، او به سمت خروج از کلیسا حرکت می کرد، که توسط دستهای فرشتگان نامرئی حمل می شد. پاپ مقدس، با تمام کلیرا و مردم، با ترس و لرزش، آیکون را دنبال کردند، معجزه پیشین را مشاهده کردند. وقتی به تبر رسیدند، آیکون به آب های آن فرود آمد و به سمت دریا شنا کرد. همه مردم و پدر در ساحل رفتند و هنگام دیدن رفتن آیکون، آن را همراهی کردند و اشک ریختند.
در همین حال، پاپ سرگیوس فریاد زد: " وای بر ما، ملکه و بانوی ما، وای بر ما! تو کجا از ما دور می شوی، ای صندوق الهی؟ همان طور که یک بار آیکون مقدس تو از طریق آب به ما رسید، اکنون از همان راه از ما دور می شود.
و از این رفت و آمد شگفت انگیز تو به ما ترس و هراس وارد می شود، و می ترسیم که همان آزار و شکنجه ای که در قسطنطنیه از سوی بت پرستان و دیگر بدکاران به ما رسید و به خاطر آن آیکون مقدس تو از آنجا به دریا رفت، به ما هم برسد.
این سخنان و سخنان دیگر پاپ را در حالی بیان می کرد که با مردم آیکون معجزه ساز را همراهی می کرد، تا اینکه آن آیکون در جریان سریع دریا از آنها پنهان شد. پس از آن، پاپ مقدس دستور داد که این معجزه در سالنامه ثبت شود تا برای تمام نسل های بعدی یادآوری آن باقی بماند. در همین حال آیکون مقدس، در دریا شنا می کند، به قدس رسید و به بندر آن در نزدیکی کاخ های سلطنتی رسید.
پس از دریافت آیکون مقدس و دریافت آن در بندر دریا، فئودورا گفت که این احتمالا یکی از آیکون هایی است که پرستندگان آیکون، آن را به سنگ ها متصل کرده و به دریا انداخته اند. اکنون، طناب هایی که با آن بسته شده بود، باز شده یا پوسیده شده است و این آیکون به سطح شناور شده است.
به زودی پس از آن، از طرف شاه نیک نیاکان میخائیل و از جانب پاتریارک مقدس متودیوس، سفیران ویژه ای از افراد روحانی و دنیوی با نامه هایی به پاپ به رم فرستاده شدند که در آن او را برای بررسی و محکوم کردن هرزگی ضد آیکون به قسطنطنیه دعوت می کردند.
بعد از رسیدن به رم و تحویل نامه ها به پاپ، این فرستادگان کاهن اعظم روم و همه مسیحیان ارتدوکس را به شادمانی بزرگ رساندند، زیرا اینان دیدند که تسلط هرزه ی ضد آیکون به پایان رسیده است.
سپس آنها خود را تسلی دادند، در مورد معجزات بزرگ که از آیکون های نجات دهنده و مادر خدا انجام شده بود، می دانستند: چگونه آنها در روزهای پاپ مقدس گریگوریوس - ابتدا یکی، سپس دیگری - از طریق دریا به رم سفر کردند، که توسط پاتریشال مقدس هیرمان فرستاده شده بود، و چگونه اخیراً آیکون مادر خدا، خود را از جایی که در آن تأسیس شده بود، از روم خارج کرد.
پس از ثبت این همه اتفاقات شگفت انگیز، آن ها روز خروج آیکون مادر خدا را از رم به یاد آوردند و بعد، به قسطنطنیه رسیدند و همه چیز را که شنیده بودند به پادشاه، ملکه و پاتریارک متفودیا گفتند. آن ها در آن زمان آیکون پیدا شده در بندر دریا را به یاد آوردند و فکر کردند: "آیا این آیکون از رم به ما نرسیده است؟" به زودی فرستادگان ویژه پاپ با دستور حضور در کلیسای جامع به قسطنطنیه رسیدند.
پس از آن که به آن ها آیینه ای از مادر خدا را که در ساحل دریا یافتند، نشان دادند، آن را به عنوان معجزه آورترین تصویر که به تازگی از آن ها جدا شده بود، تشخیص دادند.
سپس پاتریار با کلیر، در حضور پادشاه و سنکلیت، آیکون معجزه ساز را گرفتند و با همراهی مردم، آن را به صورت رسمی به هالکوپراتیا منتقل کردند، جایی که آن را در کلیسای مادر مقدس قرار دادند، از این هدیه معجزه آور که از جانب خدا نازل شده بود خوشحال شدند. از آن زمان این آیکون معجزه ساز مادر خدا به عنوان رم نامیده می شد، زیرا از رم به قسطنطنیه آمده بود.
راهپیمایی مادر خدا به افتخار آیکون او، Tikhvinsky، صدای چهارم: امروز، مانند خورشید درخشان، در هوا به ما نشان می دهد که تمام آیکون پروردگارت، شعله های رحمت جهان را روشن می کند، جنوب روسیه بزرگ، به عنوان یک هدیه الهی، از بالا به احترام پذیرفته شده، او خدای همه را ستایش می کند، و از تو متولد شده مسیح خدای ما شادمانی می کند.
به او دعا کنيد، اي ملکه ي مادر خدا، تا تمام شهرها و سرزمين هاي مسيحي را از هر گونه خطاي دشمنان حفظ کند،
ما به حضرت مریم، مادر خدا، به لطف خداوند، و به این تصویر معجزه ساز، سجده می کنیم و به او می گوییم: ای حضرت مریم، که این کشور را به شکل معجزه آمیز به تصویر خود در آورده ای، امپراتور وفادار ما و همه مسیحیان را که وارث زندگی آسمانی هستند، در صلح و رفاه نجات بده.
1 شهر در فلسطین، در شمال غربی اورشلیم، در راه یافا.
