یاد پدر مقدس ما آندریوس، اسقف کل کریت
در تاریخ کلیسا مسیحیان دمشق به عنوان محل معجزه آمیز به مسیح صعود (اعمال رسولان 9: 1-22) قابل توجه است. در سال 634 توسط عرب ها تسخیر شد؛ از سال 1516 به امپراتوری ترکیه پیوست. و از تولد تا هفت سالگی لالان بود. هنگامی که او با والدینش در کلیسا اسرار الهی بدن و خون مسیح به اشتراک گذاشت، در هنگام تقبل مقدس لالانش اجازه داده شد و او شروع به صحبت کرد.
مسیح پسر واقعی خدا که خود را با دهان این پسر نابغه ستایش کرد، نشان داد که چقدر قدرت بزرگ در اسرار پاک پنهان است. بعد از دریافت هدیه صحبت از طریق تقبل مقدس، آندریای مبارک برای آموزش کتابهای الهی اهدا شد و در چهارده سالگی زندگی خود به شهر مقدس اورشلیم برای خدمت به خدا آورده شد. پس از پذیرش او، پاتریخ مقدس اورشلیم او را به کلیساها تعلق داد و در نهایت او را به عنوان یک فرد عاقل، نوتر [سکرم] منصوب کرد.
در سال ۶۸۵ میلادی، در مقابل هرز شرور یکنواولانی ها (مونوفیلیت ها [ایریس مونوفیلیت ها این بود که آنها اگرچه دو طبیعت در عیسی مسیح را می پذیرفتند، اما فقط یک اراده را در او اجازه می دادند.]) ، در مورد کدام هرز را می توان در زندگی مقتدی مکسمیوس اعتراف کننده به طور دقیق تر خواند. به این شورای آن زمان توسط پاتریخ مقدس القدس فئودور فرستاده شد و فردری مبارک که در آن زمان در سن آرکدیاکون بود، زیرا خود این پاتریخ نمی توانست به شورای استانبول برود، زیرا اورشلیم در آن زمان تحت سلطه مسلمانان بود. فردری با لطف روح القدس، در زندگی خود که در آن زمان شناخته شد، شناخته شده بود. اما آنها فقط در کتاب مقدس و مقدس امپراتور و امپراتور قدس خود را شناختند.
او در مقابل مرتدین خود را یک سرباز شجاع مسیح نشان داد و در زمان حکومت امپراتور یوستینیان دوم [یوستینیان دوم از سال 685 تا سال 695 سلطنت کرد] به کلیسای پدران مقدس کمک کرد. بعد از پایان کلیسای مقدس، آندریوس به اورشلیم بازگشت و در آنجا مشغول به کارهای معمول خود بود، به دستور پاتریارش، از یتیمان مراقبت می کرد، مسافران را تغذیه می کرد، به بیماران خدمت می کرد. در همه این کارها، او به همان اندازه که به مسیح خدمت می کرد، تلاش و تلاش می کرد. پس از این، در دوران امپراتور یوستینیان دوم [یوستینیان دوم از سال 685 تا سال 695 سلطنت کرد] ، آندریوس به عنوان آرشیوپیشپ در کریت منصوب شد. در اینجا او یک چراغ جهان بود که مسیح را به کلیساهای خدا در زندگی نیکوکارانه و بی نقص و بی نقص می خواند.
یک بار در جزایر کریت، ساراتسین ها به کشتی های خود وارد شدند و شهر درومیوس را محاصره کردند، جایی که مسیحیان با کشیش خود، سنت آندریاس، در آنجا زندانی شدند. اما ساراتسین ها بدون موفقیت جنگیدند و با شرم عقب نشینی کردند، نه با سلاح، بلکه با سلاح های بسیار قوی تر از هر سلاحی که توسط دعاهای یک قدیس که او با اشک به سوی خدا ریخت و مانند تیرها دشمنان را زخمی می کرد، رانده شدند. دعاهای او قدرت زیادی داشتند: او در زمان خشکسالی و خشکسالی، باران بارانی را که منطقه کریت را آبیاری کرد و باروری را اعلام کرد، فرود آورد.
از میان ترانه های کلیسایی که او نوشته است، مهم ترین آن را می توان عنوان کرد، آن که در قسمت هایی از هفته اول روزه بزرگ و صبح روز پنجم هفته پنجم به طور کامل خوانده می شود.] . او به خاطر نیازهای کلیسایی به قسطنطنیه رفته و در آنجا برای بسیاری از مردم مفید بوده است. همه از چهره و سخنرانی های عسل آمیز او لذت می برند و روح خود را بهبود می بخشند. به همین دلیل همه کسانی که به دنبال نجات روح خود هستند به او می آیند.
اندریای مبارک با افتخار گله ای از گوسفندان کلامی را که به او سپرده شده است، میراند و به چهره ی صفات مقدس در برابر تخت پدر، پسر و روح القدس، خدای یکتا در تثلیث، به او جلال داده می شود. آمین. کانداک، صدای 2: با صدای روشن شیرین الهی، روشن ترین چراغ جهان، با نور تثلیث، ظاهر شد. در عین حال، همه ما فریاد می زنیم: برای همه ما دعا نکنید.
