4 July / 17 July New Style

رنج های فئودور، اسقف کرینی

فئودور، شهید مقدس، در دوران سلطنت امپراتور دیوکلیتیان زندگی می کرد.

در شهر کرینی [شهر کرینی در استان باستانی روم در آفریقا قرار داشت و در نزدیکی سواحل شمالی دریای مدیترانه قرار داشت.] ، که در لیبی [لیبی - کشوری در آفریقا که در غرب مصر قرار دارد] قرار داشت و از آن سیمون کرینی [سیمون کرینی از داستان انجیل از رنج های نجات دهنده شناخته شده است] آمده بود.

هنگامی که عیسی مسیح در طول راهپیمایی در گلگتوس از خستگی در زیر وزن صلیب افتاد، صلیب بر شمعون تحمیل شد و او آن را به محل مصلوب شدن رساند (متی27:32؛ مرقس15:21؛ لوقا23:26).

پس از آن، پسر خود، لئی، به دیویلیان، به عنوان یک کتاب، به او گزارش داد که او بسیاری از خدایان را به مسیح تبدیل می کند. در نتیجه این گزارش، فئودوروس مقدس به دیویلیان و بسیاری از مسیحیان، از جمله لوکیوس و هیروئوس، به دنبال او آورده شد. از او خواسته شد که کتاب های خود را بدهد؛ اما او این تقاضا را انجام نداد و اطاعت نکرد، زمانی که به او دستور داده شد مسیح را انکار کند.

و او را با عصا و چوبی بسیار کتک زدند و رفتند و قربانگاههای بت پرستان را خراب کردند و او را به دار آویختند و زخم های او را با نمک و سرکه پر کردند و در نهایت زبانش را بریدند و او را به زندان انداختند.

فئودور مقدس زبان خود را که از زنان مقدس گرفته بود، بر سینه خود گذاشت و همه دیدند که کبوتر از پنجره زندان به او دست می زند.

لوکیوس یهودی که شاهد این واقعه بود، به مسیح ایمان آورد و شهید مقدس سالم شد، اما بعد از مدتی درگذشت و روح او همراه با کبوتر از بدن بیرون آمد. در همین حال، ایگیمون، وقتی فهمید که لوکیوس به مسیح ایمان آورده است، دستور داد که لوکیوس، هیرو و کیپریلا و همچنین همه کسانی که توسط فئودور مقدس تعمید داده شده بودند، کشته شوند.

پس از آن که دیگنیانوس خود را تعمید داد و به خداوند ایمان آورد، آن دو از کریت به جزایر قبرس رفتند. دیگنیانوس به طور مخفیانه به آن دو ملحق شد.

یاد این شهیدان مقدس در معبد قدس فئودور که در پرگیا واقع شده است، جشن گرفته می شود. شهید قدس کیپریلا از همان شهری بود که قدس فئودور در آن زندگی می کرد.

او با شوهرش ازدواج کرد و حدود دو سال با او زندگی کرد و پس از مرگ او 28 سال بیوه ماند. او با سردرد شدید و دلسوزی از والدینش برای درمان بیماری خود به اسقف مقدس فئودور که در زندان به خاطر اعتراف به مسیح زندانی بود، رفت. او از او درمان شد و او با همسران فوق ذکر شده لوکی و یروئی، تا زمان مرگ او به او خدمت کرد، و هنگامی که او درگذشت، به او گزارش شد.

در مقابل آخرین، او مسیح را اقرار کرد و اطاعت نکرد، زمانی که او را مجبور به قربانی کردن به بت ها کرد، و گفت: "این قربانی به اراده من ارائه نمی شود". سپس اعدام کنندگان دستش را سوزاندند، او را بر آتش نگه داشتند، و سپس او را به درخت آویختند و بدن را به هم زدند، و از زخم ها خون جاری شد، و از نوک ها شیر. در میان این شکنجه ها، شهید مقدس روح خود را به خدا سپرد.