10 July / 23 July New Style

یاد پدر بزرگوار ما، آنتونیوس پچرسی

یادبود 10 ژوئیه در روزهای نیک و مقدس شاهزاده ولادیمیر [به معنی سنت ولادیمیر برابر رسولان، روشنفکر و تعمید دهنده روسیه؛ شاهزاده 978 <unk> 1015

خداوند خواست که به کلیسای خود یک چراغ و مربی برای بت پرستان، یک شوهر یادآور، پدر مقدس و خداپرست ما، آنتونیوس را ارائه دهد.

آنتونیوس بزرگوار در شهر لیوبچ متولد شد [لیوبچ که در منطقه چرنگیو واقع شده است، <unk> یکی از شهرهای قبل از تاریخ روسیه که قبل از ورود واراج ها وجود داشت.

در زمان اولگ، این شهر در میان شهرهای اصلی بود که در آن "شاهزاده های بزرگ" او نشسته بودند؛ سپس لیوبچ اهمیت مهم سیاسی خود را از دست می دهد.

در حال حاضر لیوبچ <unk> یک شهر یا شهر کوچک در استان چرنگیگ در سمت چپ دریای دنه، در فاصله 120 متر از کیف است.]

وقتی خداوند انسان دوستش در قلبش قرار داد که به کشور یونان برود و موهای خود را اصلاح کند، آنتونیوس فوراً به این هدف رسید و مانند خداوند سفر کرد که برای نجات ما سفر و کار کرد.

آنتونیوس از اینجا به کوه مقدس آتون [کوه آتون (آفون) به یونانی: Agion Oros <unk> کوه مقدس، <unk> یک شبه جزیره باریک کوهستانی که به آرشیپلاگ (دریا اژه) می رسد، به عنوان مرکز زندگی غیر مذهبی برای شرق یونانی شناخته می شود.

آیین گرایی در این شهر در دوران باستان وجود داشته است، اگرچه کمی دیرتر از سوریه و فلسطین. برای کلیسای روسی تقریباً از زمان ظهور مسیحیت در روسیه و تا قرن هفدهم، آتون اهمیت بیشتری داشت: پدر راهب های روسی، پروفسور

آنتونیوس؛ در اینجا در کتابخانه های بزرگ صومعه در آن زمان آموزش های مذهبی گسترده ای را برای راهبان ما دریافت کردند که به آتون می رفتند (به عنوان مثال، نیل سورسکی +1508 سال).

در اینجا مترجمان و سرشماری های ویژه ای وجود داشتند که از این جا به روسیه ی ارتدوکس با آثار ترجمه ی دست نوشته ی کلیسا و آموزه ها تأمین می شدند.

<unk> به عنوان یکی از مقدس ترین مکان های گرامی شرق ارتدوکس، آفون هر ساله توسط هزاران پرستشگر مردانه از روسیه، شبه جزیره بالکان و املاک آسیایی ترکیه بازدید می شود.] ؛ از صومعه های آن دور می شود و از زندگی مقدسین در آنها شگفت زده می شود.

آن ها در دوران انسانی خود، از قدرت خود برتر بودند و از قدرت فرشتگان در قدرت خود تقلید می کردند.

و عشق آنتونیوس به مسیح بیشتر از همیشه در قلبش شعله ور شد. او به یکی از صومعه های آتون رفت و از او درخواست کرد که تصویر فرشته ای را بر او بگذارد.

به خاطر زندگی آینده ی راهبانه ی آنتونیوس، ایگومن درخواست او را رد نکرد و او را کوتاه کرد [با نام آنتونیوس، ممکن است این آرزو را بیان کند که آنتونیوس برای روسیه همان چیزی باشد که آنتونیوس بزرگ، پدر راهبانی شرقی، برای مصر است. نام دنیوی آنتونیوس ناشناخته است.

با این حال، یک روایت کاملاً معتبر وجود ندارد که بر اساس آن آنتونیوس نام آنتیپا را در جهان می برد.

یک راهبه تازه تزریق شده در همه چیز خدا را راضی می کرد، در راه فضیلت قدم می گذاشت؛ اما به ویژه سنت آنتونیوس در اطاعت و اطاعت موفق بود، به طوری که همه از زندگی او خوشحال بودند.

آنتونیوس در کوه مقدس، جایی که موهای خود را بریده بود، مدت زیادی در آنجا بود و در حالی که برای بسیاری از مردم راهنمای نجات بود و خودش به درجه ای از کمال می رسید، خداوند به او وحی کرد که آنتونیوس را به سرزمین روسیه بفرستد.

آنتونیوس! به سرزمین روسیه برگرد، و کسانی که از طریق تو در آنجا زندگی می کنند، موفق شوند و در ایمان مسیحی ثابت شوند؛ برکت کوه مقدس با تو باشد! این برکت را به عنوان از دهان خدا دریافت کرد، آنتونیوس به سرزمین روسیه رفت.

آنتونیوس در کییف توقف کرد و به کشورش به لیوبچ نرفت، احتمالاً به این دلیل که در کییف، "که در مسیحیت موفق تر بود و راهبان داشت" می توانست رقبای خود را در کارنامه ی راهب بودن پیدا کند.] ، او فکر می کرد که در کجا باید اقامت کند و شروع به دور زدن صومعه هایی کرد که شروع به زندگی می کردند.

این صومعه ها توسط صومعه های یونانی که برای تعمید روسیه با میترولیت میخائیل آمده بودند، تأسیس می شدند؛ با این حال، این صومعه ها دارای درجه و اساسنامه یک خوابگاه کامل نبودند.

به نظر خدا، هیچ یک از صومعه ها برای زندگی به آنتونیوس مناسب نبود، بنابراین او به اطراف کیف، جنگل ها و کوه ها رفت و به همین ترتیب به برستوف رسید.

در اینجا یک غار پیدا کرد که زمانی توسط ورجین ها حفاری شده بود [می توان تصور کرد که شاهزاده های بزرگ در روستای برستوف خود یک گروه از ورجین ها را نگهداری می کردند؛ آخرین ها غارها را برای ذخیره در آنها، به عنوان یک مکان امن، غنایم جنگی، حفاری کردند.] ، مقدس آنتونیوس، بعد از دعا، در آن سکونت یافت و زندگی خود را در زندگی بزرگ انجام داد.

از خودداری.

بر اساس ادعای شاهزاده ولادیمیر، قدرت توسط سنتوپولک [پسر سوم ولادیمیر] که در کیف بر تخت شاهزاده بزرگ نشسته بود، به دست آمد.

او می خواست برادران خود را از روی زمین از بین ببرد [سالنامه نویس این کلمات را در دهان شاهزاده جنایتکار قرار می دهد: "من همه برادران را قطع می کنم، و تنها تمام قدرت را در روسیه به دست می آورم"] ، او بوریس و گلب را کشت، که به این ترتیب شهادت شهادت را پذیرفتند.

این مراسم دو بار توسط کلیسای ارتدوکس روسیه انجام می شود: 2 مه و 24 ژوئیه.] این خونریزی را دید، آنتونیوس دوباره به کوه مقدس رفت. اما شاهزاده یاروسلاو، پس از شکست سپاه مقدس، در کیف نشسته بود.

یاروسلاو عاشق برستوو بود [در بخش غاری کنونی کیف مشخص کردن مشکل است که دقیقاً روستای برستوو کجا واقع شده است؛ می توان فرض کرد که آن از صومعه غاری به سمت غرب کمتر از یک متر عقب مانده است.] با کلیسای خود به نام رسولان مقدس؛ در کنار آن یک کشیش با نام

"هيلاريون" مرد پرهيزگار، روزه دار بزرگ و داناي كتاب الهي.

(بعد از سال ها، یاروسلاو، که دوست داشت خود را در اطراف مراسم معنوی قرار دهد [بر اساس شواهد سالنامه، یاروسلاو قوانین کلیسا را دوست داشت، کشیش ها و به ویژه راهبان را دوست داشت.

او کتاب ها را شب و روز می خواند؛ او کتیبهای زیادی را جمع آوری کرد که ترجمه های اسلاوی را که در حال حاضر آماده شده بودند، کپی می کردند، و همچنین مترجمی را پیدا کرد که کتاب ها را از یونانی به اسلاوی ترجمه می کردند.

سالنامه نویس در مورد این فعالیت های مذهبی و آموزشی یاروسلاو اشاره می کند: "همانطور که یکی زمین را خراب می کند و دیگری در آن زندگی می کند، این (یاروسلاو) نیز: پدرش ولادیمر چشم و چشم را نرم می کند، او را با تعمید تعلیم می دهد، این همان دانه را با کلمات کتابی در قلب مردم مؤمن می ریزد".

او در سال 1051 در کلیسای کلیسای صوفیه مقدس در شهر کیف قرار گرفت.

از میتروپولیت ایلاریون یک اثر باقی مانده است که در معنای کامل و دقیق کلمه یک اثر سخنرانان درخشان است.

این اثر این عنوان را دارد: "در مورد قانون، که توسط موسی داده شده و فضل و حقیقت توسط عیسی مسیح بوده است، و به عنوان قانون، فضل و حقیقت تمام زمین را پر می کند و ایمان در تمام زبان ها گسترش می یابد و به زبان روسی ما، و ستایش به کاگان ولادیمیر ما، از او با گاو تعمید می شود، و

دعا به خدا از تمام زمین ما است".

ایلاریون از زمان به زمان از برستوف به دنیپر، به تپه ای که با جنگل های قرن پوشیده شده است، که اکنون غار های دور یا فئودسیوس صومعه وجود دارد، می رفت. در این تپه ایلاریون یک غار را برای خود حفاری کرد که به دو قسمت تقسیم شده بود، و در آنجا به طور مخفیانه به خدا دعا می کرد و مزامیر می خواند و عبادت می کرد.

و آنتونیوس در آن زمان در کوه مقدس بود، در صومعه موهای خود، و دوباره از خدا به او وحی شد: "برو، خداوند گفت، آنتونیوس دوباره به سرزمین روسیه برود، زیرا او در آنجا مورد نیاز من است".

آنتونیو! به خواست خدا دوباره به سرزمین روسیه برو و برکت کوه مقدس با تو باشد! در عین حال، ابراهیم به کشیش پیش بینی کرد که در سرزمین روسیه پدر بسیاری از سیاه پوست ها خواهد بود. سپس آنتونیو را برکت داد، ابراهیم او را با این دستور آزاد کرد: با صلح برو.

آنتونیوس مقدس با این برکت دوباره به کیف آمد. بعد از اینکه به تپه ای رسید که ایلاریون در آن غار کوچک را حفاری کرده بود، آنتونیوس مقدس این مکان را دوست داشت. و با اشک به خدا دعا کرد.

"پروردگارا، برکت کوه مقدس آتون بر این مکان باشد و دعا پدرم که مرا بریده است. "خداوندا، اقامت من را در اینجا برقرار کن. " و سپس غار را محل اقامت خود انتخاب کرد.

و در اینجا یک مرد بزرگوار زندگی می کرد که در نماز مستمر زندگی می کرد، نان خشک می خورد و مقدار معتدلی آب می نوشید، گاهی یک روز، گاهی دو روز؛ و گاهی یک هفته چیزی نمی خورد، روز و شب در نماز بیدار بود و با دستان خود غار بزرگی را کاوش می کرد.

بعد از شنیدن در مورد سکونت مقدس در غار، برخی از مسیحیان به اینجا می آمدند، نیاز به حفظ بدن و درخواست برکت برای خود را به او می آوردند؛ و همچنین کسانی بودند که تمایل داشتند با مقدس زندگی کنند؛ از جمله آخرین افراد نیکون بود.

آنتونیو در حال حاضر کشیش بود و موهای کسانی را که در غار باقی مانده بودند برای زندگی با او کوتاه کرد.

در این زمان بود که [تقریباً در سال های ۱۰۵۵-۱۰۵۶] آنتونیوس بزرگوار و فئودوسیوس بزرگوار، در حالی که جوان بیست ساله بودند، به نزد او آمدند.

فئودوسیا غار ۳ و ۳۱ مه، ۱۴ اوت و ۱۱ ژانویه انجام می شود.] : آنتونیوس مقدس دستور داد که فئودوسیا را به نیکون، <unk> иерей و سیاهپوست با تجربه کوتاه کند.

پس از گذشت سال ها، هنگامی که شاهزاده ی نیکویی یروسلاو [در سال 1054] به قدرت رسید، پسر بزرگ او ایزاسلاو که در کیف در میز بزرگوار نشسته بود، قدرت را به دست گرفت [شاهزاده بزرگ 1054-1068].

آنتونیوس کبری در این زمان در سراسر سرزمین روسیه به خاطر زندگی بسیار نیکوکار خود مشهور شد، درست مانند آنتونیوس بزرگ در مصر مشهور شد.

وقتی که از زندگی مبارز آنتونیوس آگاه شد، شاهزاده ایزاسلاو که مسیح دوست بود با خانواده اش به او آمد تا از او دعا و برکت بخواهد. و شهرت آنتونیوس که همه به او احترام می گذاشت بیشتر شد. و مسیح دوستان برای موهای خود به او آمدند. او آنها را پذیرفت و موهای خود را کوتاه کرد.

از میان این مسیحیان به حضور آنتونیوس بزرگ آمده بودند: ابتدا برلاام مبارک، پسر یوحنا، بوارنی با ارزش کیوی [اولین بعد از آن ایگومن صومعه غار] ، و سپس اِفریم، حُجّه ی شاهزاده [اسکاپیتز اِفریم، فرماندار اصلی خانه ی شاهزاده ی بزرگ ایزاسلاو بود؛ بعد از آن او از

او در یکی از صومعه ها زندگی می کرد، و از آنجا به عنوان یک استاد در پریاسلاواسا ساخته شد.

زمان مرگ او مشخص نیست؛ آخرین ذکر در سالنامه مربوط به 1091 است. در سن اسقف، او با ساخت کلیسایی مشهور شد.] .

آنتونیوس به نیکون دستور داد که هر دو را کوتاه کند و این امر برای او و برادرانش مشکلاتی ایجاد کرد.

نه تنها یوحنا، یک ترسناک خشمگین، با تعداد زیادی از بچه ها به غار آمد و گله ای از پدر مقدس ما، آنتونیوس را که از جانب خدا برگزیده شده بود، از غار بیرون کشید و پسرش، بارلام مبارک را از غار بیرون آورد و لباس های راهبانه اش را با لباس های روشن جنگجویان عوض کرد و به زور به خانه اش برد.

وقتی از قصه پسر یک بوار و یک خدمتکار محبوبش خبر گرفت، او نیز به شدت از گله ای که به نام مسیح توسط سنت آنتونیوس جمع شده بود، خشمگین شد. او دستور داد که نیکون مبارک را که قصه های بت پرستان را کوتاه می کرد، دستگیر کند و برای این بیماری خاص به او غذا بدهد. او به نیکون دستور داد که بارلام و افرایم را متقاعد کند.

دوباره در صلح زندگی کند، با تهدید به زندانی شدن او با معلمش آنتونیوس و همه کسانی که در غار بودند؛ همان غار را که شاهزاده قصد داشت کشف کند.

این خشم بزرگ شاهزاده، که توسط نقشه های "شاهزاده تاریکی" برانگیخته شده بود، آنتونیوس مقدس را و برادران باقی مانده اش را مجبور کرد تا از غار به کشور دیگری فرار کنند.

ولی شاهزاده خانم وقتی از این ماجرا مطلع شد از شاهزاده خواست که به خشم خود بندگان خدا را از قلمرو خود بیرون نکند تا خشم الهی را که به خاطر اخراج سیاه پوست ها به کشورش رسید به خود جلب نکند.

(کنیزه، دختر پادشاه لهستان بولیسلاو شجاع، از نژاد لهستان بود؛ او در زندگی پدرش یک واقعه را به یاد کرد: برای موی حضرت موسی اوگرین [دیدن زندگی او در 26 ژوئیه.])

این آخرین مرد ناگهانی، و در پس از آن، درگیری میان خود بسیاری از اسقف ها و بوارها کشته شد).

شاهزاده به سختی دعای شاهزاده را شنید و سرانجام هوشیار شد و از خدا ترسید: او به پیرمرد درخواست بازگشت به محل ترک شده را فرستاد؛ بعد از سه روز جستجو، آنتونیوس را به سختی پیدا کردند و از او درخواست بازگشت کردند.

او از خدا درخواست می کرد که او را قدرت دهد تا با شجاعت از آسیب های دشمن و از نفرت از خیر استقبال کند و جان پاکانش را به جانوران تسلیم نکند و فقرا را برای همیشه فراموش نکند.

خداوند دعای بزرگوار را شنید، نه تنها گوسفندان پراگنده با آرامش به گوسفند خود بازگشتند، بلکه بسیاری دیگر از گوسفندان به غار آمدند و از او درخواست کردند که آنها را از تاریکی نجات دهد و به نور هدایت کند.

آنتونیوس بزرگ همه را با عشق پذیرفت و بعد از اینکه به نیکون دستور داد که هر کس بخواهد موی خود را کوتاه کند.

و دوازده نفر در اطراف برادران مقدس جمع شدند، و با تلاش های مشترک، یک غار بزرگ حفاری شد، و در آن کلیسا و سلول هایی ساخته شد که هنوز هم وجود دارند.

خدا شما رو جمع کرده، برادران، و من شما را به برکت کوه مقدس، که من خودم از اوبهای آن، بریده شده ام، برکتهای خدا و مادر مقدس و برکت کوه مقدس بر شما باد.

"تنها بمانید، من یک سرپرست برای شما تعیین می کنم، اما من می خواهم تنها بمانم، مثل سال های گذشته". و بارالام مبارک را سرپرست آنها قرار دادم.

خود او، برای جلوگیری از شورش و شایعات، ابتدا در یک سلول در این غار بسته شد، و سپس به تپه دیگری نقل مکان کرد، جایی که شروع به حفاری یک غار جدید کرد، که در زیر صومعه غار بزرگ فعلی قرار دارد.

تپه این غار با اولین دره عمیق از تپه جدا شده است، در حال حاضر از طریق گالری که از طریق دره ذکر شده، 91 کاشته شده است، از غار های نزدیک به دور جدا شده است.

آنتونیوس با تعداد کمی از شاگردان خود که می خواستند خود را به یک راهب شدید اختصاص دهند، به غار دوم رفت و پس از آن کسانی را که می خواستند با او سفر کنند، به خود می پذیرفت.

اما وقتی تعداد برادران به قدری افزایش یافت که غار نمی توانست همه را در زمان نماز جامع جای دهد، تصمیم گرفتند یک معبد کوچک را خارج از غار بسازند.

پدر! برادران در حال افزايش هستند و ما ديگه نمي تونيم در زمان نماز جامع در غار قرار بگيريم. به فرمان خدا و مادر مقدس و همچنین دعا مقدس شما،

آن حضرت برکت خود را به آنها داد و بعد از این که به او سجده کردند، از آنجا رفتند و شروع به ساخت یک معبد کوچک به نام معصومیت مادر خدا کردند.

پس از ساخت کلیسای کوچک بالای غار، شاهزاده ایزاسلاو، در تعمید مقدس دیمیتری، یک معبد سنگی به افتخار سنت ایجاد کرد، که نام مسیحی آن را داشت، یعنی به افتخار شهید اعظم دیمیتری، او در کنار معبد یک صومعه ساخت.

برای این صومعه، شاهزاده ایزاسلاو بارالام<unk> را به عنوان یک صومعه گرایی انتخاب کرد که در غار زندگی می کرد: او به امید ثروت می خواست صومعه خود را در مقابل صومعه غار بسازد.

اما اگر چه صومعه های بسیاری وجود دارند که با ثروت پادشاهان و شاهزاده ها ساخته شده اند، اما با صومعه هایی که با دعای مقدسین، اشک ها، عید و شبانه ها ساخته شده است، مقایسه نمی شوند.

با این حال، بارلام مبارک در زمانی که صومعه غار تازه ساخته شده بود، به صومعه بزرگ شهید مقدس دیمیتریو منتقل شد.

"پدر، "اونها از او پرسيدند، "پدر، "ما را به عنوان پادشاي ما انتخاب کن". "پس شما به دنبال چه کسي هستيد؟"

<unk> کسی که از شما <unk> تصمیم گرفته است سنت آنتونیوس<unk> که با اطاعت، ملایم و فروتن شناخته می شود، اجازه دهید او را به شما ابوجوان [کلمات دقیق سالنامه نویس به معنای کمی متفاوت است: مثال.

آنتونیوس به برادران که از او خواستند که یک ایگومن تعیین کند، این پاسخ را داد که به طور مستقیم به فئودسیوس مقدس اشاره می کند: "هر کس که در میان شما بیمار است، مانند فئودسیوس، مطیع، ملایم، فروتن، او باید یک ایگومن باشد".

آن گاه برادران شروع به درخواست از سنت آنتونیوس کردند که به سنت فئودسیوس برکت بدهد، زیرا او مانند او است و در همه کارهای خوب ماهر است؛ و سنت آنتونیوس او را به او برکت داد.

و همه برادران، در شمار دوازده نفر، به حضور آنتونیوس بزرگوار، به صورت زمین سجده کردند، و خوشحال شدند که چنین مربی را دریافت کرده بودند.

بعد از اینکه فئودوسیه بزرگ به عنوان کشیش تبدیل شد، با توجه به نگرانی های بزرگ و دعاهای اشکبار، شروع به مراقبت از صومعه کرد. دعاها و برکت پدر بزرگ آنتونیوس، رئیس آن، که در تنهایی سکوت می کرد، به او کمک کرد.

و خداوند شروع به افزون کردن افراد سیاه پوست کرد، تا اینکه به زودی در زیر رهبری فئودوسیا بزرگ حدود یکصد نفر بودند. فئودوسیا بزرگ، این افزایش برادران را دید و بعد از مشورت با او به قصد ایجاد یک صومعه آمد. و همه دوباره به آنتونیوس بزرگ آمدند و به او گفتند:

پدر، تعداد برادران روز به روز رو به افزايش است، و ما مي خواهيم يک صومعه بسازيم. " آقاي آنتوني بسيار خوشحال شد.

و یکی از برادرانش را به نزد شاه اسحاق فرستاد تا به او بگوید: "ای شاه مسیح دوست، خدا برادران را افزوده است، و جایی که ما در آن زندگی می کنیم تنگ است. از تو درخواست می کنیم که به ما کوه که بالای غار است را بده.

شاهزاده ایزاسلاو از شنیدن این خبر بسیار خوشحال شد و از خاشقجی خود خواست تا کوه بالای غار را به این زن ها بدهد.

فئودوسي و برادرانش بر آن کلیسای چوبی بزرگ [بسیار بزرگ نسبت به کلیسای قبلی؛ در واقع نه در اندازه های بزرگ] بنا کردند و بعد از بازسازی آن، آن را با تصاویر تزئین کردند؛ آنها همچنین سلول ها را قرار دادند و خود صومعه را با ستون ها محاصره کردند و از غار به اینجا نقل مکان کردند.

از آن زمان به بعد، صومعه ای که از برکت کوه مقدس آغاز شد، به نام غار نامیده شد، زیرا سیاه پوست ها قبلاً در غار زندگی می کردند.

اما به هر حال، می توان گفت که صومعه نه بیشتر از سال 1062 ساخته شده است. 11 یا 12 سال پس از ساخت صومعه در بالای غار در خیابان آنتونیوس، فئودوسیوس شروع به ساخت یک صومعه جدید در محل جدید از طریق دره از صومعه اول در نزدیکی غار دوم در خیابان آنتونیوس کرد.

فئودوسیه نتوانست ساختمان صومعه جدید را به پایان برساند <unk> این کار را جانشینان او به عنوان اسقف انجام دادند: استفان، نیکون و یوحنا. صومعه غار تا به امروز در این مکان دوم باقی مانده است، چرا که غار های آنتونیوس (دومی) به صومعه نزدیک هستند.

صومعه قدیمی یا قدیمی، پس از انتقال برادری به جدید، تخریب نشد: غار که در آن قرار داشت، به یک قبرگاه برای برادری تبدیل شد؛ برای دفن آن در صومعه قدیمی چند نفر برادری در میان آنها بودند، از جمله کشیش و دیاکون برای انجام روزانه در کلیسا

"برای برادر در حال مرگ".]

پس از آن، ایغومن مقدس فئودوسیوس تصمیم گرفت که صومعه خود را نیز با یک حصار ذهنی، یعنی با یک قانون اساسی که زندگی غریبه ها را نه در زندان، بلکه در صومعه تعیین می کند، تأیید کند: او شروع به جستجوی یک قانون مناسب برای این هدف کرد.

و در این مورد او دعا و برکت پدر مقدس ما آنتونیوس را به سرعت انجام داد: به برکت او و دعا خداوند به طوری که در این زمان تنها یک راهبه صادق از صومعه استودیو به نام میخال بود که از یونان با میتروپولیت جورج آمد.

او در مورد او در سال 1072 1073 اشاره می کند.] .

او قانون صومعه استودیو را داشت.

فئودوسیا منبع دیگری را نیز برای دریافت اساسنامه استودیو ذکر می کند: فئودوسیا، <unk> می نویسد، <unk> یک برادر را به قسطنطنیه به سمت افریمی که یک جمع کننده بود فرستاد (به بالا نگاه کنید، توجه کنید.

21) ، و تمام اساسنامه صومعه استودیو (که در قسطنطنیه قرار داشت) را نوشته و به او می فرستد؛ او نیز بلافاصله دستور پدر ما را اجرا کرد و تمام اساسنامه صومعه را به سفیر پدر مبارک ما فئودوسیا نوشت.] .

فئودوسي، که این قانون را از یونانی ترجمه کرده بود، تصمیم گرفت که آن را در صومعه خود وارد کند و تمام "صف کلیسا" را تعیین کرد <unk> چگونه آواز خواندن و خواندن عبادت را انجام دهد و برای آنها سجده کند؛ چگونه در کلیسا بایستد و وقت خود را در کنار غذا بگذرانید؛ چه چیزی را برای آن و در چه روزهای خاصی امتحان کنید.

تمام صومعه های دیگر نیز اساسنامه استودیو را از صومعه غار گرفته اند؛ به همین دلیل صومعه غار در برابر تمام صومعه های دیگر روسیه برتری و افتخاری دارد.

در زمان فرمانروايي مقدس فئودوسيا، که با دستور جديد و با دعا و برکت پدر مقدس ما آنتونيوس، زندگي صومعه غار را به راه نيكى هدایت می كرد، پدر مقدس ما نستور،

"فئودوسيا" مقدس و بقيه، "فئودوسيا" مقدس، که با عشق و محبت هر کسي که به سويش ميومد رو پذيرفته و با نصيحت و برکت "آنتونيوس" مقدس، او رو هم پذيرفته.

نستور در سالنامه خود به طور خلاصه در مورد شجاعت های آنتونیوس، سرپرست اولیه صومعه، گزارش داد.

نستور، و برخی از راهبان دیگر صومعه غار، احتمالا سیلوستر، که بعدها به صومعه مقدس مایکل در کیف تبدیل شد.] .

اما در مورد معجزه ها، هر چند همه آنها نیستند، و همچنین <unk> در مورد مرگ شریف سنت آنتونیوس، اطلاعات را از اسقف مبارک سیمون و یک راهب نزدیک به او پولیکارپوس غار گرفته است.

او در سال 1214 به عنوان اولین اسقف کلیسای ولادیمیر که از کلیسای روستوف جدا شده بود منصوب شد. او پس از حکومت دوازده ساله در سال 1226 درگذشت.

پولیکارپ، همچنین در صومعه غار، دو بار به عنوان یک اسقف در صومعه غار انتخاب شد و دو بار از آنجا به صومعه غار بازگشت؛ بعداً او اسقف صومعه غار بود.

از نامه ی شمعون ولادیمیر به پولیکارپ و از نامه ای که این آخرین به آکیندین، آرشیماندریت غار فرستاده است، که حاوی تعدادی روایت در مورد معجزه سازان غار و شگفتی هایی است که در خود صومعه در هنگام ساخت کلیسای بزرگ آن وجود داشته است و یک پاتریک مشهور غار (پدر، کتاب پدر،

منظورم اينه

کتاب پدران یا پدران).] و تا به حال شهادت سالنامه نویس در مورد شجاعت ها و مصیبت های بزرگوار را ترک کرده است.

پدر بزرگوار ما، آنتوني، که در غار ديگري تنها بود، شاهد افزايش و نيرومند بودن گله ي برگزيده بود، از خدا سپاسگزاري کرد و خودش هم از نيرو به نيرو در نيروها موفق شد.

به خاطر این کار خداوند او را جلال داد، <unk> نام مقدس آنتونیوس در سرزمین روسیه با معجزات مختلف و به ویژه با هدیه شفا و نبوت درخشید.

پیرمرد خود به بیماران خدمت می کرد و آنها را با دعا شفا می داد؛ اما با فروتنی این درمان ها را با دعا پوشش می داد، او با برکت به بیماران به عنوان داروی سبزیجات که مصرف می کرد، می داد؛ بیمارانی که از آن می خوردند، به هر بیماری مبتلا بودند، سالم می شدند.

در ادامه، آگاپیت مبارک از آنتونیوس بزرگ تقلید کرد و بیماری ها را به همین روش درمان کرد.

سه شاهزاده یاروسلاویچ، <unk> ایزاسلاو، شاهزاده ی کیف، سویاتوسلاو چرنگیگ، همه ولاد پریاسلاو، در حال رفتن به جنگ با پلوپز ها [پلوپز ها یا کومان ها <unk> یک قبیله ی ترک که در قرن های X-XIII زندگی می کردند

آنتونیوس که خشم خدا را می بیند به آنها می گوید:

به خاطر گناهانتان توسط وحشی ها شکست خواهید خورد و به فرار کشیده خواهید شد و بسیاری از سربازانتان در رودخانه غرق خواهند شد، برخی از آنها اسیر خواهند شد و برخی دیگر به شمشیر خواهند افتاد.

در رودخانه آلتا؛ آلتا نزول Trubezh، که از سمت چپ کیف به Dnepr می ریزد.] ، زمانی که شاهزاده ها، به سختی زندگی خود را حفظ کردند، فرار کردند: Izyaslav و Vsevolod به کیف، و Sviatoslav به Чернигов؛ در حالی که پلاک ها در اطراف جنوب شرقی زمین روسیه پراکنده شدند، ساکنان آن را اسیر و کشته شدند.

در کنار این پیشگویی به شاهزاده ها، مقدس آنتونیوس به شیمون، پسر شاهزاده افریقایی واراجی، پیش بینی کرد که شیمون، به لطف خدا، در نبرد ذکر شده نه تنها از مرگ در میان اجساد جلوگیری می کند، بلکه سال ها بعد اولین کسی خواهد بود که در کلیسای سنگی که در مورد آن صحبت می شود، قرار می گیرد.

پدر بزرگوار همچنین پیش بینی کرده که این کار به شکلی فوق العاده انجام خواهد شد.

خود شمعون از جنگ برگشت و به آنتونیوس گفت: "من در میان کشته شدگان زخمی بودم، و قدرت الهی مرا از میان آنها بیرون کشید و زخم هایم را بهبود بخشید. من هم همه ی دوستان و سربازانم را سالم یافتم.

<unk> شباهت به کلیسایی که قرار است ساخته شود، که محل آرامگاه من خواهد بود، دو بار در هوا دیدم، یک بار در کنار رودخانه آلتا، در میان کشته شدگان، و دیگری <unk> قبل از آن در دریا، زمانی که به سرزمین روسیه به جانب شاه Yaroslav از عمو یاکون فرار می کردم، که من را از پرسپولیس از پرسپولیس اخراج کرد.

سپس شیمون در واقع سخنان خود را در مورد رحمت خدا برای ایجاد کلیسا که توسط سنت آنتونیوس پیش بینی شده بود، تایید کرد. شیمون به او کمربند و یک تاج طلا را با این کلمات تحویل داد: "این چیزی است که من از آیکون برداشته ام.

تو پيش بيني کردي که من اينجا دفن ميشم، اما من صداي خدا را داشتم که به من دستور داد تا با اين کمربند پايه ي کليسا را که در آن قرار خواهم گرفت، اندازه بگيرم و شبيه آن را به من در هوا نشان دادند. و تاج، به فرمان خدا، بايد بر سر قربانگاه ثابت باشد.

در این صورت آشکار شد که پیشگویی سنت آنتونیوس کاملا با اراده خدا مطابقت داشت؛ پس از آن این واقعیت را تایید کرد: سال ها بعد از این داستان، شمعون اولین کسی بود که در کلیسای سنگی غار مقدس قرار گرفت.

حالا که دوباره به سالنامه برمی گردیم، اجازه دهید در مورد بلای بعدی که به پادشاھ آنتونیوم وارد شد صحبت کنیم.

شاهزاده تاریکی <unk> شیطان، نور کارهای خوب را تحمل نمی کند، دوباره از طریق شاهزاده Izyaslav تلاش کرد که چراغ بزرگ کیف را از دست دهد، پدر مقدس ما آنتونیوس، که در غار تاریک، دقیقا در زیر، معجزات و فضیلت ها می درخشد.

پس از پیروزی در نبرد، به پیش بینی آنتونیوس، مردم کیف از شاهزاده ایزاسلاو خواستند تا دوباره با آنها به دشمنان خود که در سرزمین روسیه پراکنده شده بودند، برود.

[در سال 1068] ناراحتی ایجاد شد که در آن دوران، ویسلاو شاهزاده پلاتسی که در کیف در اسارت بود، از زندان آزاد شد [از سال 1067] مردم ناراحتی او را شاهزاده کیف اعلام کردند و ایزاسلاو مجبور شد به لهستان فرار کند.

پس از هفت ماه، او با بولیسلاو شجاع به کیف بازگشت. او نیز با یک ارتش به دیدار او رفت و سپس به طور مخفیانه به پلواتسکی فرار کرد.

او به دستور شیطان، از آنتونیوس مقدس که کسی در مقابل او به او طعنه زده بود، خشمگین شد، که انگار آنتونیوس همه اسلاو را دوست داشت، به او توصیه می کرد، که او حتی مقصر اصلی همه آشفتگی های رخ داده در کییف بود.

شاید آنتونیوس به طور آشکار از ایزاسلاو به خاطر این کار توهین کرده باشد و او می تواند در این توهین ها دلیل خشم کیوفیان را ببیند.]

آنتونیوس در آن زمان در غار به ایزاقیا، یک زندانی بیمار خدمت می کرد، که شیطان او را فریب داده بود و به صورت عیسی مسیح ظاهر شد و او را به سختی زنده گذاشت و او را به رقص با جن ها وارد کرد.

این خدمت مقدس آنتونیوس به ویژه برای فریبکار نفرت انگیز بود، که از این ترس بود که آیا اسحاق به زودی از وسوسه شیطان شفا پیدا کند. بنابراین شیطان به هر وجه خشم را در شاهزاده ایزاسلاو برانگیخت تا آنتونیوس را از محدوده کیو اخراج کند.

و برای مدتی به این هدف رسید. شاهزاده اسویاتوسلاو، که می دانست برادرش ایزاسلاو از آنتونیوس بسیار عصبانی است، در شب مقدس را فرستاد و مخفیانه [برای پنهان کردن محل اقامت آنتونیوس از ایزاسلاو که می توانست تحویل او را طلب کند] او را به خود در چرنگیو برد.

آنتونیوس معترض یک مکان نزدیک چرنگیو در کوه های بولدی را دوست داشت: در اینجا او یک غار را برای خود حفاری کرد و در آن زندگی کرد؛ سپس در این مکان صومعه ای [وسپنی در کوه های بولدی یا بولدی، در حال حاضر Усپنی یلتسکی] ایجاد شد.

این صومعه توسط آنتونیاس بنیان گذار این صومعه ساخته شده است و می توان تصور کرد که توسط شاگردان آن در کنار غارش ساخته شده است.] . به زودی، شاهزاده ایزاسلاو، پس از بررسی خوب و بی طرفانه این پرونده، به بی بدیل بودن مقدس اطمینان پیدا کرد و نقشه های وسوسه کننده را فهمید.

او از آنچه اتفاق افتاده است پشیمان شد و او را به انتونیا فرستاد و از او درخواست کرد که دوباره به منطقه کیف به گله ای که خدا انتخاب کرده است بازگردد.

آنتونیوس بزرگ، یک راهزن با قلب نرم و فروتن، به این درخواست ها تمایل داشت: او به برادران غار بازگشت که مانند گوسفندان بدون چوپان در سردرگمی و فراموشی بودند.

خدا نمی خواست که این چراغ، خورشید درخشان زمین روسیه، پدر مقدس ما، آنتونی، شروع زندگی مذهبی را در شهر دیگری غیر از کیف نجات دهد. اما از کجا از طریق شاهزاده ولادیمیر، نور ایمان ارتدوکس به تمام زمین روسیه،

و از آنجا خداوند از طریق سنت آنتونیوس و شعله ای از قانون کامل شهید را در نظر گرفت.

و بعد از این همه مصیبت، پدر مقدس ما، آنتونیوس، خسته نشد، بلکه به قدری به قدری به قدری به قدری به قدری به قدری به قدری به قدری به قدری به قدری به قدری به قدری به قدری به قدری به قدری به قدری به قدری به قدری به قدری به قدری به قدری به قدری به قدری به قدری به قدری به قدری به قدری به قدری به قدری به قدری به قدری به قدری به قدری به قدری به قدری به قدری به قدری به قدری به قدری به قدری به قدری به قدری به قدری به قدری به قدری به قدری به قدری به قدری به قدری به قدری به قدری به قدری به قدری به قدری به قدری به قدری به قدری به قدری به قدری به قدری به قدری به قدری به قدری به قدری به قدری به قدری به قدری به قدری به قدری به قدری به قدری به قدری به قدری به قدری به قدری به قدری به قدری به قدری به قدری به قدری به قدری به قدری به قدری به قدری به قدری به قدری به قدری به قدری به قدری به قدری به قدری به قدری به قدری به قدری به قدری به قدری به قدری به قدری به قدری به قدری به قدری به قدری به قدری به قدری به قدری به قدری به قدری به قدری به قدری به قدری به قدری به قدری به قدری به قدری به قدری به قدری به قدری به قدری به قدری به قدری به قدری به قدری به قدری به قدری به قدری به قدری به قدری به قدری به قدری به قدری به قد قد قد قدری به قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد قد

طبق گفته انجیل، او با نماز و روزه [مارک 9:29]، و همچنین با دیگر کارهای سخت کوشانه، با بیدار بودن، ایستادن و زانو زدن بی شماری در نماز، این نوع منافقان را بیرون کرد.

و تا زمان مرگش، غار تاریک خود را ترک نکرد، اگرچه زندگی او در آن مبارزه ای مداوم با حاکمان صلح تاریک این قرن بود.

او با دقت زیادی به کلیسای سنگی که در غار ساخته شده بود توجه کرد و همچنین گواهی از طرف شمعون دریافت کرد که خداوند به این کار رضایت دارد.

خداوند با دستان پاک خود برکت دهد و به ایجاد خانه مادر پاک خود، خداوند ما، کمک کند، زیرا، با کلمات مقدس داوود گفت: "اگر خداوند خانه را نمی سازد، سازندگان آن به بیهوده کار می کنند " (مز 126:1).

هنگامی که آنتونیوس مقدس در چنین دعایی مشغول شد، معجزه شگفت انگیزی اتفاق افتاد: بدون جدا شدن از صومعه غار، به عنوان یک معجزه ساز معروف، سنت نیکولای از دنیا، او با یک دوست یکتا، آنتونیوس مقدس، به قسطنطنیه آمد،

مادر خدا؛ پس از دریافت طلا از او و فئودوسیا، آن را به سنگ سنگ ها داد تا به دستور ملکه آسمانی، برای ساخت یک کلیسای غار به سرزمین روسیه بروند.

سنگسازان از يونان آمدند و اين معجزه را گزارش دادند و پدر بزرگ ما آنتوني هم معجزه هاي ديگري مثل معجزه هاي جديون و الياس پيامبر قديم انجام داد

هنگامی که معماران شروع به پرسیدن از آنتونیوس مقدس در مورد جایی که او می خواهد معبد را که توسط مادر خدا دستور داده شده است، بنا کند، پدر بزرگ سه روز دعا کرد که خداوند، سه گانه در چهره، خود را به نشانه ای از آسمان نشان دهد، جایی مناسب برای سکونت ملکه آسمانی.

هنگامی که برای انتخاب چنین مکانی گردهم آمدند، با الهام از خدا، شاهزاده سویاتوسلاو آمد و زمین متعلق به خود را در کنار غار برای کلیسا اهدا کرد. اما این کافی نبود. خود پادشاه جلال، خداوند عیسی مسیح به آنتونیوس خود را در اولین شب که در نماز ذکر شده ایستاده بود، نشان داد.

"آنتونیوس" خداوند گفت: "تو در برابر من خشنود شدی.

وقتی که سنت آنتونی این را شنید، از خداوند درخواست کرد که در آن شب در سراسر زمین، طعم باشد و در جایی که برای کلیسا فرض شده بود، خشکی باشد. شب دیگر او از خداوند خواست که خشکی باشد و در جایی که برای معبد دوست داشت، طعم باشد.

آنتونیا شباهت داشت به دعای قاضی اسرائیلی جِدْعُون (حاکم ۶: ۳۶- ۴۰).

در روز سوم، پدر بزرگوار محل را برکت داد و دستور داد که آن را با کمربند طلایی که از تصویر نجات دهنده گرفته شده بود و از شمعون گرفته شده بود، اندازه گیری کنند.

آن گاه مقدس آنتونیوس با دعای خود آتش را فرو فرستاد.

پیامبر الیاس (3 پادشاهان 18: 36-39) ، که رشد آن مکان را که پس از محاصره آن توسط خندق کاملاً آماده شده بود ، نابود کرد؛ در اینجا یک کلیسای غار معجزه آسا ساخته شده است ، "مانند آسمان" به گفته داستان آن [این گفته در مینی-چتی در تاریخ 14 اوت قرار گرفته است.] .

و پدر مقدس ما، آنتوني با معجزه هاي بزرگي، جايي براي معبد خانه اش آماده کرد و شروع ساخت آن را برکت داد

پس از آن او خود را برای رفتن به کلیسای جاودانی آماده کرد که در آسمان ها ساخته نشده است، کلیسای که در مورد آن، رسول مقدس جان در کتاب مکاشفه می نویسد: "و من در آن معبد ندیدم [یعنی، من در آن معبد ندیدم].

(مکاشفۀ 21: 10) ]، زیرا خداوند قادر مطلق معبد آن است. " (مکاشفۀ 21: 10, 22) این همان چیزی است که ملکه آسمانی در زمان ظهورش در Vlahern [مکان Vlahern در سلطنت] پیش بینی کرد، به سازندگان کلیسا می گوید:

<unk> این آنتونیوس فقط به شما در این کار برکت می دهد، زیرا خود او به آرامش ابدی می رود؛ در تابستان دوم او را فئودوسیا نیز دنبال می کند.

اما سنت آنتونیوس به چه آمادگی برای مرگ شایسته ای نیاز داشت که با زندگی نیکو در غار می توانست با رسول بگوید: "من هر روز می میرم" (۱ کور. ۱۶: ۳۱) ؟ که در تمام روزهای خود کلمه ی پیامبر را به دروغ اعمال نمی کرد: "من عجله کردم و تأخیر نکردم تا احکام تو را رعایت کنم" (زبور ۱۱۸: ۵۰).

آنتونیوس در قلب خود آماده بود و به خاطر خود نیست، بلکه برای گله ای که خدا انتخاب کرده بود، نگران بود.

در حالی که من در این دو چیز گرفتار هستم، می خواهم از دنیا بروم و با مسیح باشم، زیرا این بسیار بهتر است. اما برای شما در بدن ماندن ضروری تر است.

و وقتي که مقدس آنتوني ديد که زمان رفتنش فرا رسيده بود، به فرزندانش قول داد که بعد از مرگش هم از آن مکان مقدس که در آن زندگی کرده بود جدا نخواهد شد،

با ایمان به آن.

اما به خصوص ارزشمندتر از هر میراث دیگری، این وعده نیک است که سنت آنتونیوس در مورد جای کارزارش داده است. او وعده داده است که با دعاهای خود از او درخواست می کند که همان طور که او با توبه و اطمینان در بخشش از بدن خارج می شود، دیگران نیز مانند او باشند.

و اونها که دوستش دارن، تا اونها هم توبه کنند و مورد رحمت قرار بگيرن.

بعد از رفتن به غار دوم، آنتونیوس در آن 14-16 سال ماند؛ در آنجا زندگی موقت خود را به پایان رساند و آن را به روز ابدی در 10 ژوئیه تغییر داد، از آفرینش جهان در سال 6581، از تولد مسیح در سال 1073 و از تولد خود در نوزدهم سالگی، به شاهزاده ی سویاتوسلاو یاروسلاویچ.

[شاهزاده کیوی 1073-1075 سال] و در زمان پادشاه یونانی رومان دیوژن [احتمالاً در زمان جانشینش میخائیل دومک، که سلطنتش در سال های 1074-1078 سقوط می کند.] .

در آن زمان، بقایای بزرگوار در آن غار که در آن قرار گرفته بود، یعنی در غار زیر صومعه بزرگ قرار گرفت.

اما همان طور که پدر بزرگوار در طول زندگی خود از چشم مردم دور می شد و به طور پنهانی به خدا دعا می کرد، او نیز از روح های خود درخواست کرد که همان هدیه را از چشم مردم دور کنند: به قانون گذار روسی ما می رسید که سرنوشت مشابه اسرائیل را داشته باشد.

بنی اسرائیل نمی توانستند به صورت موسی به دلیل نور عظیم از او از زمان او به آنها قانون از کوه سینا [Ex.34:29-35] نگاه کنند؛ و همچنین نمی توانستند پدر مقدس ما آنتونیوس را در نور کارهای خوب زندگی در غار، بعد از اینکه او قانون را از کوه به زمین آورد، ببینند.

افون.

جسد قانون گذار اسرائیلی <unk> موسی از دید پنهان شده بود [تثنیه 34: 6] ، و جسد سنت آنتونیوس، قانون گذار روسی، خدا، که در مقدسات خود شگفت زده است، تا به حال به طور معجزه آسا ما را از دیدن منع می کند: بسیاری از کسانی که جرأت کردند محل را که باقی مانده های صادقانه سنت آنتونیوس قرار دارد، کشف کنند، مجازات می شوند

و آنان را به آتش سوزانند، و آنان را به عذاب سخت سوزانند، مگر آنکه توبه کنند.

اما اگر چه ارواح سنت آنتونیوس از چشم ما دور است، اما آنها همیشه با ما هستند و در کنار همه کسانی هستند که به شدت از خدا درخواست می کنند: آنها به طور مداوم معجزات را انجام می دهند، به همه کمک می کنند که با ایمان به قبر عادلانه سنت آنتونیوس می آیند.

مانند نور در تاریکی قبر تاریک، آنها با قدرت ویژه ای تاریکی شیطانی را از انسان ها دور می کنند؛ این تاریکی نمی تواند این نور را احاطه کند، اما معمولاً از درخشش آن ناپدید می شود. آنها قدرت پدر مقدس ما آنتونیو را از بیماری های مختلفی که نه تنها بر بدن بلکه بر روح نیز تاثیر می گذارد، نجات می دهند.

و بعد از سه سال مبارزه با شهوت های ناپاک که او را به عذاب های زیادی کشاند، او به قبر سنت آنتونیوس آمد و شب و روز در اینجا در دعا ماند.

جان، جان، تو باید در این غار زندانی شوی تا با کمک خدا، جنگ با تنهایی و سکوت متوقف شود.

و به لطف خدا به دعا پدر مقدس ما آنتونیوس نجات یافت: شهوات ناپاک بدن، اگر چه در کنار ارواح ناپاک تقریبا سی سال به او تسلیح شده بود، اما همانطور که از زندگی او می بینیم، بر او غلبه نکرد.

پادشاه "آنتوني" همونطور که قول داده، جاي مقدسش رو هم نگذاشته.

او به نظر می رسد که در زمان زندگی خود نیز با فئودوسین در قسطنطنیه حضور داشته و در اینجا با نقاشان یونانی در مورد ساخت تصاویر درست برای کلیسای غار موافقت کرده است.

به معابد با همان مقدس فئودوس.

آنتونیوس بزرگوار، نقاشی های تصویری را به کلیسای غار کیف به نزد نیکون مبارک که در آن زمان یک اسقف بود، فرستاد؛ این روایت در مورد تزئینات کلیسای غار را نشان می دهد.

پدر مقدس ما، آنتونیوس، در وعده ی نیکویی که بعد از مرگش به کسانی که دوستش دارند داده بود، دروغ نگفته بود.

این قول او به طور معجزه آسا در مورد حضرت اِرَزَمِسِ غارِ سیاه پوست که از هدر رفتن طلا برای تزئین کلیسای غار گریه می کرد، به طور معجزه آسا تحقق یافت.

او به شدت دچار بیماری شد و هفت روز بی هوش ماند و به نظر می رسید که در حال مرگ بود، اما نمی توانست به هیچ وجه به زمین برآید، زیرا خداوند نمی خواست که او در آن روز بمیرد.

بدون توبه.

و در روز هشتم، سنت آنتونیوس با سنت فئودوسیا به حضرت هیراموس آمد و گفت: "ما برای تو دعا کردیم و خداوند به تو فرصت توبه داد.

اِرِزَم فوراً بهبود یافت، گناهانش را توبه کرد و به لطف خدا در روز سوم از دنیا رفت.

به خداي انسان دوستي که اينقدر معجزه ساز بزرگ رو به ما عطا کرده ستايش کنيم

هیچ یک از انسان ها نمی توانند تمام کارهای خود را توصیف کنند، به خصوص قبل از انجام، زیرا او زندگی خود را در راز، در سکوت تنهایی غار انجام داد؛ این تنها به خود قلب شناس، که می داند که پنهان و پنهان است، دسترسی دارد. کسی که زبانش چوبی از کاتب است (زبور 44:2) ، همان خود است

زندگی بزرگ پدر مقدس ما، آنتونیوس را در کتاب های زندگی ابدی ثبت کرد.

اما ما که کتابهای زیادی پیدا نکردیم و در جنگ های بسیاری از دست رفته ایم و فقط اطلاعات کمی جمع آوری کرده ایم، باید با تمام وجود از این آغازگر شگفت انگیز دعا کنیم که ما نیز، به عنوان شریکان وعده های خوبش، به درخواست او، زندگی را در توبه به پایان برسانیم و

به رحمت خدا، نام ما را در کتاب حیات جاودانی با نام سنت آنتونیوس، به عنوان نام فرزندان و پدر، به لطف و عشق انسان از رئیس اعظم نجات ما، خداوند عیسی مسیح، که با پدر ابدی و روح واحدش، افتخار و جلال دارد،

به خدا قسم که قدرت و جلال و جلال و جلال و جلال و جلال و جلال و جلال و جلال و جلال و جلال و جلال و جلال و جلال و جلال و جلال و جلال و جلال و جلال و جلال و جلال و جلال و جلال و جلال

آمين. پياده ساز، صوتی چهارم.

از شورش دنیوی بیرون آمدی، اما با رد کردن جهان انجیل مسیح را دنبال کردی، و زندگی برابر فرشته را زندگی کردی، به پناهگاه آرام کوه های مقدس آتون رسیدی: از آنجا با برکت پدران به کوه کیهوا آمدی و آنجا زندگی سختگذرانه ای را انجام داد، کشور خود را روشن ساختی، و بسیاری از مردم را از آن آگاه ساختی.

راه را به بهشت نشان داد و مسیح به ما راه داد و او دعا کرد که سنت آنتونیوس روح ما را نجات دهد

"کونداک، آواز ۸: پس از اینکه خود را به خدا سپرد، "به محبوب جوانی اش که از همه محبوب تر بود، "با تمام وجودش عشق را دنبال کرد. "و بعد از این که جهان را از دست داد، "در زمین غاری ساخت.

از آنجا که شاد بودي به بهشت رفتي و حالا با فرشته ي تاج و تخت در پيش رو هستي، ما را که به ياد تو هستيم به ياد آور