رنج و شکنجه ی شهید مقدس "سرافیم"
یادگاری از 29 ژوئیه در روزهای آزار و اذیت وحشتناک که توسط پادشاهان فاسد روم ایجاد شد، بسیاری از مؤمنان به خاطر مسیح در شکنجه های مختلف رنج بردند. در این زمان در روستای ويندن، در خانه یک زن به نام ساوینا، که از یک خانواده اشراف بود، یک دختر جوان به نام سرافیم، شهروند انطاکیا زندگی می کرد. او با آموزه های خود، ساوینا را به ایمان مسیح هدایت کرد.
هگمون بریل خدمتگزاران خود را به خانه ساوینا فرستاد تا دختر مقدس سرافیم را به دادگاه ببرند. ساوینا با تمام قدرت خود مانع این امر شد. اما ساوینا به او گفت:
و گفت: "خداوندا، مرا با آن دو رها کن. فقط برای من دعا کن. من ایمان دارم که خداوندم عیسی مسیح به زودی به من خواهد آمد و مرا پاک و پاک خواهد ساخت. "
با این حال، ساوینا شجاع نبود که دختر مقدس را با خدمتکاران بدکار خود آزاد کند، و با او به خود به خود به خود رفت. از آنجا که او به یک خانواده سناتور مشهور تعلق داشت، خود را در مقابل خود دید و به او اجازه داد تا با سنت سرافیم به خانه برود.
سه روز پس از آن، هگمون حکم داد که دادگاهی در جایی که معمولاً دادگاه برگزار می شد، برگزار شود و فرمان داد که فرماندهان شهر، سرفیم را به حضور خود بیاورند. مقامات بدکار، دختر مقدس را دستگیر کردند و به دادگاه بردند.
"ای سگ وحشی آسیایی! به دختر مقدس خدا آسیب برسان. تو خود را نابود می کنی، زیرا مسیح خدای ما با ما است، و او تو و پادشاهان بدکارت را به عذابهای جاودانی مجازات می کند، به خاطر بسیاری از رنج هایی که برای بندگان خدای زنده ایجاد کرده اید". "این را گفت، شابینا با گریه به خانه خود برگشت. "
"من خدای متعال را می پرستم و می پرستم که آسمان و زمین و همه چیز را آفریده است. "اما آنها خدایان نیستند، بلکه شیاطین هستند. "من نباید آنها را پرستش کنم، زیرا من یک مسیحی هستم. "
"کجای معبد مسیح توست؟ چه قربانی ای برای او تقدیم می کنی؟" سرافیم پاسخ داد: "قربانی ای که برای مسیح پسندیده است این است که من پاکیزگی خود را بی نقص حفظ کنم و با کمک او دیگران را به این کار هدایت کنم". هگمون گفت: "آیا این کلیسا و قربانی شما است؟" سرافیم پاسخ داد: "هیچ چیز بالاتر از شناخت خدا و خدمت به او نیست". هگمون گفت:
<unk> آیا تو همان طور که می گویی، کلیسا برای خدای تو نیستی؟ "سرافیم پاسخ داد: <unk> چون من خودم را با کمک قدرتمند خدا پاک نگه می دارم، من واقعا کلیسا او هستم. در کتاب مقدس ما گفته شده است: " شما معبد خدا زنده هستید. " (2 کورنتیان 6:16) هگمون پرسید: <unk> اما اگر تو تجاوز می کنی و باکره ات را دستکاری می کنی، آیا برای خدا کلیسا خواهی بود؟ سرافیم به این پاسخ با کلمات کتاب مقدس پاسخ داد:
<unk> "اگر کسی معبد خدا را خراب کند، خدا او را مجازات خواهد کرد". (1 کورنتیان 3: 16-17) اما او این کلمات را نفهمید و دستور داد که سرافیم را به دست دو جوان بی شرمی از مصر بدهد تا شب را با او بمانند. این جوانان بدکار او را بردند و به معبد تاریک بردند.
تو که به بندگان رسول خود پولس کمک کردی، به من هم نگاه کن و به بنده فروتنت رحم کن، و مرا از شهوت بد این جوانان نجات بده. از تو می خواهم که چشمانشان تاریک شود و به بنده ات که به تو توکل می کند دست نزنند، و بدنم را که با مهر مقدس تو مهر شده است، نجس نکنند. شرمشان را شرمنده ساز و اجازه نده که من فاسد شوم، به من دستور بده که به تو مراجعه کنم.
و بر بنده ات، سَبَنَه يَسُوع، نگاه كن و او را با قدرتت تقويت كن تا شيطان، دشمن خشمگين، بر او غلبه نكند، چرا كه او هم در كار من رنج بسيار ديده است.
و در ساعت یک شب، در حالی که نوجوانان بدکار در حال انجام کارهای شرم آور خود بودند، ناگهان یک زلزله بزرگ رخ داد، و همه اطرافیان آن را شنیدند، و نوجوانان مانند مرده به زمین افتادند و همه اعضای بدنشان آزاد شدند.
و صبح زود فرستادگان اِکیمون آمدند تا از آن نوجوانان بپرسند که آیا خواسته شان برآورده شده است. و چون وارد معبد شدند، دیدند که آن دختر مقدس دعا می کند و آن نوجوانان مانند مردگان در آن جا افتاده اند، و هیچ قدرتی برای ایستادن یا حرف زدن ندارند، و فقط چشم هایشان باز است که می گویند هنوز زنده اند.
"آيا تو، سرافيم، از اين خواهش بدني ات راضي شدي؟ يا هنوز هم به شهوت مشتعل هستي؟" سرافيم گفت: "من مي بينم که تو دل فاسد داري و شيطان در توست، به همين خاطر تو بدگويي مي كني. اما من اين پسراني را كه در موردشان صحبت مي كني ندانستم و حتي احساس هم نمي كردم كه با من بودند". هگمون گفت: "آيا تو مي گويد كه تمام شب با تو نبودند؟" سرافيم گفت:
اوني که من به عنوان برده خدمت مي کنم و خونم را از من مي طلبد، با من بود. هگيمون پرسيد: "اين کيه؟" سرافيمون پاسخ داد: "پروردگارم و نگهبانم، خداوند يسوع مسيح". هگيمون گفت: "چرا اين همه حرف بي معني مي زني؟ بهتر بگو، با چه جادويي تو اين پسران را به آرامش رسوندي؟"
ما به عنوان مسیحیان نباید جادوگری را یاد بگیریم، اما کسانی که شما با جادوگری بد خود به قتل می رسانید، خداوند ما و خداوند همه مسیح آنها را زنده می کند وقتی که به او کمک می کنند.
"اگر مسیحت می تواند بر همه جادوها غلبه کند، او را بخوان تا این جوانان را به قدرت قبلی شان برگرداند. و ما می توانیم از خودشان بدانیم که آنها تمام شب در خانه تو چه کردند. من خودم تقریباً مطمئنم که تو با برخی از جادوهای بد، ذهنشان را از دست داده ای تا آنها نتوانند کثافتت را اعلام کنند". "سرافیم جواب داد: "خداوندی که من خدمت می کنم، قادر به هر چیزی است، و هیچ چیز برای او غیرممکن نیست".
پس از آن، پسرانم را بازگردان و به زبانشان بگو. و او گفت: "من جادوگری نمی کنم، ولی خدا من از من می خواهد و از هر کسی که از او درخواست می کند می خواهد. "
"هر چه می خواهی بکن. فقط اجازه بده بچه ها حرف بزنند تا بتوانیم بدانیم که آیا هنوز باکره ای". و سرامین جواب داد: "من به تو گفتم که من جادوگری نمی دانم. من فقط می توانم به خدا التماس کنم تا او به من رحم کند".
"من نباید به آنجا بروم، زیرا دیگران فرصت دیدن این معجزه را از دست می دهند، و به خاطر کفرشان، من را به عنوان یک جادوگر می دانند. بهتر است به احضار این جوانان مرده دستور دهید. "هیگمون دستور داد که این جوانان را به دادگاه بیاورند. وقتی آنها را آوردند، همه به آنها نگاه کردند. آنها در چنین آرامش بزرگی بودند که به نظر می رسید زبان، دست و پا ندارند. هیگمون گفت:
"سرافیمو، اکنون از خدای خود برای نجات این پسران دعا کن". و سرافیمو، دستانش را به آسمان بالا برد و با دلسوزی دعا کرد و گفت: "خداوندا، تو آفریدگار آسمان و زمین و دریا و هر چه در آنهاست. تو از طریق پیروان و رسولان خود مردگان را زنده کردی، و از طریق پیروانت و رسولانت، افراد مبتلا به کوبی را شفا دادی، و لنگها صحبت می کنند و ناشنوایان گوش می شنوند.
دعای مرا تحقیر مکن و از من روی برتاب به خاطر کفر این فرمانروای بدبخت، و این جوانان را در برابر تمام کسانی که منتظر این معجزه هستند، شفا بخش. و دیوانه ای که به شدت به آزار و شکنجه کسانی که به تو ایمان دارند، دچار خشم شده است، خجالت بکش.
به نام خداوند به شما دستور می دهم که به پا بایستید. آن ها فوراً به پا ایستادند و شروع به حرف زدن کردند. همه تعجب کردند. اما اِخیمون گفت: "آیا نمی بینید که او تا وقتی دستش را بر بچه ها ننهد، نمی تواند جادوی خود را انجام دهد؟" سپس به جوانان روی آورد و گفت: "چگونه این زن می تواند شما را از ذهن و قدرت بدنی خود محروم کند؟"
"آقاي اِجِمون، چون به فرمان تو به نزد او رفتيم، ناگهان جوانى آمد، جوان و درخشان مثل آفتاب بود. و ميان ما و آن دختر ایستاد، و از آن نور خارق العاده، ترس، لرزش، تاريكى و آرامش ما را فرا گرفت. و از آن ساعت تا الان در اين حالت بوده ايم. حالا خود قضاوت كن كه آيا اين زن جادوگر است يا خدايى بزرگش".
"سرافیم، به من توضیح بده که این کار را با چه حیله ای انجام دادی، و من فوراً تو را آزاد می کنم". "سرافیم، جواب داد:" "من از آموزه های بد متنفرم، و همه مسیحیان می توانند از هر گونه جادوگری و جادوگری خودداری کنند، و هیچ آسیبی به آنها نمی رسد، مگر اینکه نام پروردگارشان را صدا کنند. "
"من می بینم که با جادوگریت می توانی کارهای زیادی انجام دهی؛ اما این را به تو می گویم: اگر قربانی به خدایانم نکنی، من دستور می دهم که سر تو قطع شود". "سرامیم جواب داد:" هر کاری که دوست داری بکن، اما من قربانی ات را به شیطان نمی دهم، و خواسته ی شیطان پدرت را انجام نمی دهم، زیرا من یک مسیحی هستم.
سپس اگیمون دستور داد که جسد او را با دو شمع بسوزانند. اما ناگهان شمع خاموش شد و کسانی که شعله می زدند به زمین افتادند. سیرافیمای مقدس به آسمان نگاه کرد و گفت: "ای خداوند عیسی مسیح، اجازه دهید تمام دشمنان من خجالت بکشند و خجالت بکشند". اگیمون به او گفت: "به خدایان قربانی کنید تا در شکنجه های خود نمیرید".
"ای دیوانه و دیوانه! از فرمان های پادشاه اطاعت کن، و خدایان جاودانه را پرستش کن و از عذاب و هلاکت نجات خواهی یافت". "ای دیوانه و دیوانه، چون خدا زنده و درست را انکار می کنی و به جن ها سجده می کنی که با آنها هلاک می شوی. من خود را به خدا جاودانه می دهم، مگر اینکه او مرا، هر چند یک مسیحی گناهکار، بپذیرد".
پس اَخِيمون فرمان داد که عصايش را بزنند. و چون اين امر انجام شد، ناگهان زلزله اى بزرگ برپا شد. و از يكى از عصايى كه به او زده بودند، پاره اى از عصايى كه به او زده بودند، از بين رفت و به چشم راست اَخِيمون خورد و بعد از سه روز او نابينا شد.
ساوینا با احترام بزرگ، جسد مقدس او را گرفت و با افتخاری که به یک دختر نوجوانی و شهید مسیح تعلق دارد، خاکش کرد و مانند یک گنجینه بزرگ و یک مروارید با ارزش را در گور جدید خود قرار داد، به ستایش مسیح، خدای حقیقی، با پدر و روح القدس که تا ابد جلال دارد. آمین.
