2 August / 15 August New Style

تصویر مقدّس و صالح واسیلیوس مبارک، معجزه ساز مسکو

این ویسیلی مبارک در دوران پادشاهی شاه و شاهزاده بزرگ یوحنا واسیلیویچ زندگی می کرد. ویسیلی مبارک در اولین سال های سلطنت شاهزاده بزرگ مسکو یوحنا واسیلیویچ سوم (۱۴۶۲-۱۵۰۵ میلادی) در روستای یلاخوف در نزدیکی مسکو متولد شد.

او در دوران پادشاهی یوحنا چهارم واسیلیویچ گرزنی که از طریق متروپولیت مکاریا (۱۵۴۳-۱۵۶۴) شناخته شده بود و در دوران حکومت مقدس ترین مکاریا، متروپولیت مسکو و کل روسیه مشهور شد. پدرش یعقوب و مادرش <unk> آننا نام داشتند. او با دعاهای آنها از خدا خواسته شد و بر اساس ایمان آنها به آنها داده شد. از سنین جوانی او عشق به خدا را برانگیخت و به احکام او زندگی کرد.

پس از ترک خانه پدر و خویشاوندان خود، ویسیلی با امید به آینده، ثروت فانی خود را به ثروت معنوی تبدیل کرد، زیرا به جای پدر، او بار گناهان خود را قطع کرد، به جای مادر، او پاکی داشت، به جای برادران، او تمایل به اورشلیم بالا، و به جای فرزندان، او آه های قلبی داشت. و برای داشتن همه این ها، او خود را با شجاعت های مختلف سخت می کشید.

و او چنان فقیر بود که حتی غار کوچکی برای خود نداشت و لباسی بر بدنش نداشت، و همیشه بی خانمان بود و در تابستان و زمستان لخت می رفت، در زمستان از سرما و در تابستان از گرما رنج می برد.

او هیچ چیزی نگفت و به نظر می رسید که از نعمت کلام محروم است و می خواهد با این کار فضایل خود را از مردم پنهان کند و فقط از خدا شناخته شود. اما "شهر که بر بالای کوه است، پنهان نمی شود". (متی 5: 14) به دلیل پاکی زندگی مبارک و صبر ناپذیری او، شهرت او به گوش شاه و شاهزاده بزرگ یوحنا واسیلیویچ، خودگردان تمام روسیه رسید، که در مورد زندگی او توسط متروپولیت مقدس مکاریا به او گفته شد.

و هر دو از صبر و تحمل او تعجب کردند و خدا را به خاطر این که چنین مردی مقدس به آنها عطا کرده بود، ستودند. به این ترتیب، با تلاش و تحمل مداوم، گرسنگی و تشنه و هر روز در خطر مرگ، ویسیلیوس مبارک زندگی خود را زندگی کرد.

شاه و شاهزاده ی بزرگ یحیی وسیلیویچ، خودداری کننده ی تمام روسیه، وقتی که از نزدیک شدن مرگ او به خدا خبر گرفت، همراه با ملکه ی بزرگ و شاهزاده ی بزرگ آناستاسی و شاهزاده های اشرافی خود، یحیی و فئودور، برای دیدار و دریافت برکت از او به او آمد.

و هرچه از پدرانت بود، مال تو خواهد بود و تو وارث آنها خواهی بود.

پس از این سخنان، مبارک جان خود را به دست خدا سپرد. و از بدنش، تمام شهر از بو پر شد، و بسیاری از مردم شهر به خاک سپردن او آمدند. یک نمایش دلپذیر رخ داد. پادشاه و شاهزاده ها بدن مبارک را بر شانه های خود به معبد مقدس بردند، اسقف ها و کاهنان با تمام توان، او را ستایش کردند، و زبورها و ترانه های کلیسا را خواندند، و مردم با اشک فریاد می زدند:

<unk> "بسیلیوس" مبارک! برای شهر ما مسکو و برای تمام شهرها و روستاهای روسیه، برای شاه مسیحی ما، ملکه و فرزندان شریف آنها دعا کنید، و ارتش او را در پیروزی و غلبه بر دشمنان خود کمک کنید.

پادشاه و ملکه در مراسم خاکسپاری حضرت مبارك، از چشمان خود اشك هاي شاد و غمناك ریختند، از آنجایی كه در چنین مرگ مقدس، اثبات کمال او را مشاهده كردند و او را به صف مقدسین رساندند، و از آنجایی كه از چنین شجاعی محروم شدند، غمگین بودند. و در آن زمان بسیاری از دست زدن به بقایای مقدس حضرت مبارك شفا یافتند.

متروپولیت مقدس مکاریو با یک کلیسای مقدس، در 2 آگوست سال 1552 او را با احترام دفن کرد. [جسد ویسیلیوس مبارک در نزدیکی کلیسای سنت ترویسی در رودخانه دفن شد، جایی که در سال 1554 یحیی ترسناک دستور داد در یاد گرفتن تسخیر قازان کلیسای پوکر را بسازد، که بیشتر تحت نام کلیسای سنت ویسیلیوس مبارک شناخته می شود.

در سال 1586، ارواح ویسیلیوس مبارک شروع به درمان بسیاری کردند و در همان سال به دستور شاه فئودور یوونوویچ در محل دفن ویسیلیوس مقدس ساخته شد (در حال حاضر بخش ویسیلیوس از کلیسای پوکر) ، یک کرک نقره ای ساخته شده است که با مروارید و سنگ های قیمتی تزئین شده است و جشن گرفتن یادگاری او در 2 اوت تنظیم شده است. ارواح ویسیلیوس مبارک تا به امروز در این معبد در زیر آن استراحت می کنند.]

تمام عمرش هشتاد و هشت سال بود که هفتاد و دو سال از آن را در جوانی سپری کرد. خداوند او را بعد از مرگش در سال ۱۵۸۸ با معجزه ها بزرگ کرد.

زندگی تو، ای باسلی، پاک و پاک و پاک و پاک است، برای مسیح بدن تو از روزه داری و بیدار شدن، و سردی، و گرما، و گرما، و گرما، و ابرهای بارانی، و روشن شدن صورت تو، و خورشید، و اکنون به عنوان پادشاهان ملت ها، و پادشاهان و شاهزاده ها، و همه مردم، به تو می آیند، تا خواب مقدس تو را ستایش کنند.

"کونداک"، صدای چهارم.

با روح خدا، تو، ای ولولۀ واسیلی، شورش های دنیوی را شکستی، و زندگی غم و اندوه را از دست دادی، و جامه های فانی را پوشیدی، و لباس بی عاطفه را پوشیدی، و از تله های یک صلح جوی دلسوز فرار کردی، و در زبانت عجیب بودی، و به جای ثروت دنیوی، ثروت آسمانی را انتخاب کردی، تاج های صبر را گرفتی. و اکنون، ای ولولۀ واسیلی، از خداوند مسیح برای کسانی که یاد مقدس تو را می سازند دعا کن، من به تو می گویم: شاد باش، ای ولولۀ واسیلی.

در همان روز، به یاد استفانوس، پاپ روم که در سال 257 در 2 اوت در دوران پادشاهی والریان به شهادت رسید. در همان روز، به یاد ویسیلیوس مبارک، که در صومعه نجات سنگ در جزیره کوبنی در ولودگدا به شهادت رسید.

راهزن، صوتی هشتم:

تراپور، آواز 8: زندگی تو، واسیلیوس، پاک و پاک است، برای مسیح بدن تو از روزه و بیداری، و سردی، و گرما از خورشید، و سردی، و ابرهای بارانی خسته شده است، و چهره ات مانند خورشید روشن می شود. و اکنون ملت های روسیه، پادشاهان و شاهزاده ها، و همه مردم به تو می آیند، به افتخار شکوه مقدس تو.