6 August / 19 August New Style

کلمه ی تبدیل شدن مسیح

ما تنها در انجیل ها درباره ی تجسم مسیح را نمی یابیم، بلکه معلمین کلیسا نیز در سخنانشان درباره ی این جشن به ما می گویند، و در اینجا معنی آن را توضیح می دهند، و در نتیجه برای مسیحیانی که دوست دارند به تفکرات مذهبی بپردازند، یک وعده ی غذایی معنوی فراوان ارائه می دهند.

و ما که این تعلیمات و سخنان پدران کلیسا را در دست داریم، و به خوبی معنی تحول مسیح را درک کرده ایم، چیزی جز گوش دادن به آموزه های آماده باقی نمی ماند، از یک مهمانی معنوی پر از افکار عالی لذت می بریم، و بی فایده نخواهد بود اگر با استفاده از سخنان آموزگاران کلیسا، تفسیرهای موجود در آنها را با هم ترکیب کنیم، آنها را به عنوان تکه هایی در یک میز جمع کنیم، و آنها را برای توضیح همان جشن برای کسانی که مایل هستند استفاده کنیم.

"پس از شش روز، عیسی پطرس و یعقوب و یوحنا برادرش را با خود برد و آنها را به تنهایی بر یک کوه بلند برد، و در برابر دیدگانشان تغییر شکل یافت". (متی ۱۷: ۱- ۲) چرا مسیح نجات دهنده، در حالی که می خواست در برابر رنج و مرگ خود، جلال خود را تا جایی که ممکن بود به شاگردان خود نشان دهد، همه شاگردان را به کوه تابور نبرید؟ زیرا یهودا در میان آنها بود، کسی که شایسته این رؤیا الهی نبود.

سنت تئوفیلکتوس، اسقف کل بلغارستان، در این باره چنین می گوید: "مسیح خداوند دوازده شاگرد را به کوه نبرید، زیرا یهودا با چشم های خیانتکار خود شایسته نبود که جلال تجسم مسیح را ببیند". و سنت دمشقین نیز به خوبی آواز می خواند: "بدکاران جلال تو را نمی بینند، ای مسیح خدا". اما آیا یهودا، که شایسته نبود، نمی توانست تنها در زیر کوه بماند و بقیه ی رسولان را به کوه ببرد؟

البته براي خداوند اين امکان وجود داشت، اما خداوند صبور ما با پوشيدن گناهان همه مردم، نمي خواست تقصير يهودا را فاش کند و باعث سقوطش نگردد، چون نوشته شده است:

چون اگر خداوند همه ی رسولان را برد و فقط یهودا را به جا گذاشت، او نه تنها نسبت به عیسی مسیح، بلکه نسبت به همه ی رسولان خشم و تنفرش را به خود می آورد. او می توانست چیزی شبیه به بهانه ای برای غضب خیانت آمیزش نسبت به مسیح داشته باشد، می توانست بگوید: چون من عیسی را به خاطر آن که او را تحقیر می کردم، به او خیانت کردم.

تئوفیلاکتوس مبارک می گوید: "اگر مسیح یهودا را در زیر کوه رها کرده و بقیه را با خود برد، ممکن است برخی بگویند که این همان چیزی است که به قلب یهودا آسیب می رساند و او را به خیانت به اربابش سوق می دهد".

اما آیا یهودا به سه رسول که به کوه برده شده بودند حسادت نمی کرد؟ او حسادت نمی کرد: او می دانست که آنها برای دعا می رفتند که باید تمام شب ادامه می یافت، همانطور که در انجیل مقدس لوقا نوشته شده است: "او پطرس و یوحنا و یعقوب را با خود برد و بر کوه رفت تا دعا کند" (لوقا 9:28) ؛ یهودا تنبل بود و می خواست تمام شب را در خواب بخوابد؛ تنبل و تنبل در مورد کارنامه های مذهبی صحبت نمی کرد. چرا خداوند فقط سه رسول را به کوه برد؟

(استثنا ۱۹: ۱۵) خداوند عیسی مسیح با سه رسول خود دو پیامبر دیگر را نیز به همراه خود برد تا برای زندگان و مردگان شهادت دهند که او پسر خدا است، که توسط خدا پدر برای نجات جهان فرستاده شده و از بالا شهادت داده شده است.

اما چرا سه نفر حضور دارند، اگر دو نفر برای شهادت کافی باشند؟

موسی از میان مردگان فراخوانده می شود تا از آمدن مسیح به دنیا شهادت دهد، ایلیاس از میان مردگان که در جهنم زندانی بودند، برای اینکه به انوک در بهشت بگوید؛ و سه رسول بعد از آن فراخوانده می شوند تا بعد از آن از جلال مسیح در تبدیل شدن سخن بگویند، و او در میان ما ساکن شد، و ما جلال او را دیدیم، جلال مانند یک پسر تنها از پدر، پر از لطف و حقیقت.

چون او از جانب خدا پدر، گرامی و جلال گرفت، آنگاه که این صداها از جلال عظیم به او آمد که این است پسر عزیزم که در او خشنودم، و ما این صداها را از آسمان شنیدیم، چون بر کوه مقدس با او بودیم". - ۲پط. ۱: ۱۶- ۱۸.

خداوند، که در صورت خود به فرشتگان و انسان ها نشان داده شده بود، برای آن کافی بود که فقط سه نفر از مردم روی زمین، جلال او را ببینند و شاهد آن باشند.

و خداوند خود در کتاب مقدّس نشان داد که خداوند، موسی را به فرعون فرستاد تا به او بگوید که خداوند، خدای سه تن، خدای ابراهیم، خدای اسحاق و خدای یعقوب، مرا به سوی تو فرستاده است.

اما آيا فرعون، پادشاه شهرهاى بسيار بزرگ و مردمى بسيار بزرگ مانند مردم مصر، از خدايى كه فقط سه نفر از آن ها را پروردگار خود مى ناميد، مى ترسيد؟

و اگر موسى گفت: خدايى است كه من را به سوى او فرستاده است، و او فرمانرواى تمام سرزمين هاى زير آسمانها و پادشاهان جهان است. ولى خداوند نخواست كه اين كار را بكنند، و خواست كه در نزد فرعون بزرگ شود، مگر به عنوان پروردگار آن سه بنده خود.

(عبرانیان ۱۱: ۱۶) به عبارت دیگر، چه چیزی باعث می شود که تو، فرعون، به عظمت پادشاهی خود و تعداد زیادی از شهرها و مردم تحت فرمان تو افتخار کنی؟

من این سه بنده دارم که هیچ یک از آنها نمی توانند با پادشاهی شما مقایسه شوند، من خدای ابراهیم، اسحاق و یعقوب هستم و از این شرم نمی کنم. همان طور که سنت زلتون می گوید، "خداوند جهان شرم نمی کند که خداهای سهگانه نامیده شود (مرد) ، و عادلانه است، زیرا مقدسین از همه آنها با کرامت خود بالاتر هستند، یک عمل کننده اراده خدا از ده هزار نفر از بی قانون بهتر است".

سه رسول برای دیدن جلال خدا به فابور برده شدند و دیگر نیازی به آنها نبود، زیرا دنیا سزاوار آنها نبود (برابر با عبرانیان 11: 38). چرا خداوند هیچ رسول دیگری را با خود نبرید، بلکه پطرس، یعقوب و یوحنا را با خود برد؟ سنت زلاتوس و سایر پدران کلیسا به این سوال پاسخ کافی می دهند.

اما ما با توجه به این سه فضیلت که برای نجات ضروری است و به طور خاص در کتاب مقدس ذکر شده است، ایمان، امید و عشق را به خاطر داشته باشیم. بنابراین، خداوند این سه فضیلت را که از ابتدا در آنها دیده می شد، با خود برد.

در پیتر<unk> ایمان: او در ابتدا مسیح را پسر خدا زنده اعتراف کرد (متی ۱۶: ۱۶) ، و سپس خود خداوند به او گفت: "من برای تو دعا کردم که ایمانت کم نشود" (لوقا ۲۲: ۳۲) ؛ در جیمز<unk> امید: او اولین نفر از دوازده رسول بود که برای امید اسرائیل باید شمشیر خود را زیر سر خود قرار می داد؛ در جان عشق: او شاگرد محبوب خداوند بود که پسر مریم باکره نامیده می شد (یوحنا ۱۹: ۲۶- ۲۷).

(غلاطیان ۲: ۹) سنت زلاتوس این نام را در ستایش از رسولان این گونه بیان می کند: "بزرگ و شگفت انگیز (ستونهای) که همه ستایش می کنند: آنها که اول در ایمان، امید و عشق، به عنوان ستونهایی، کلیسای اولی را تقویت کردند".

در این سه رسول، علاوه بر این، ما پیش بینی سه درجه از برگزیده های خدا را می یابیم، که شایستۀ دیدن مسیح در جلال آسمانی او هستند: درجه ی خداپرست، درجه ی شهید و درجه ی کنواری.

در رسول مقدس پطرس تصویر خداپسندان وجود دارد: او، بر اساس شهادت سنت زلتونوس، به ویژه خداوند عیسی مسیح را دوست داشت، و به دلیل قدرت عشق خود به مسیح در اینجا، در زندگی دنیا، هر کسی در آنجا، در زندگی ابدی، مورد علاقه او خواهد بود و از چهره او لذت خواهد برد، همانطور که خود او گفت: "من کسانی را که مرا دوست دارند دوست دارم". (امثال 8: 17) و همچنین: "کسی که مرا دوست دارد، توسط پدرم دوست داشته می شود، و من او را دوست خواهم داشت و خود را به او نشان خواهم داد". (یوحنا 14: 21)

(گلاسیان ۵: ۲۴) یعقوب به معنای مبارز، مبارز، پیروز است. این ویژگی ها بدون رنج به دست نمی آید.

هرکس که با وسوسه های دشمن نامرئی مبارزه کند، هرکسی که با مرگ روزانه بر احساساتش غلبه کند و بر آنها پیروز شود، مانند یعقوب، یک شهید و یک مبارز است، اگرچه خون خود را ریخته نخواهد بود. هرکس که در این مبارزه از رنج و تلاش هایی که با وسوسه ها مواجه شده و بر آنها پیروز شده است استفاده کند، با مسیح پیروز می شود.

در یوحنا میثاق مقدس به صف پاکیزه های جسم و روح اشاره شده است و به آنها وعده ی ویژه ای داده شده است که خدا را در جلال ببینند: "خوشافته اند پاکدل، زیرا خدا را خواهند دید".

خداوند، که به پيتر، يعقوب و يوحنا لطف مي کند تا به آنها جلال تجسم را نشان دهد، به اين وسيله به آنها مي آموزد که هر کس که مي خواهد با او در سلطنت آسمان زندگي کند و از چهره او لذت ببرد، بايد در عشق پيتر، در شهادت يعقوب، در پاکدامني يوحنا را تقليد کند، به طور کلی تا حد توان خود، اين نوع از مسيحيان بايد از خوشايندگان خدا تقليد کنند که با عشق گرم به خدا، خود را بدون ریختن خون خود، با شهادت روزانه از طریق

و ما را دعوت کرد که بدن و روح خود را از هر گونه آلودگی پاک سازیم.

خداوند به چه دلیلی پیروان خود را برای نماز بر کوه بلند می برد و از آنها به جایی صاف فاصله نمی گیرد؟ برای اینکه آنها را از پایین زمین به ارتفاع آسمان نزدیک کند و به همه به شیوه ای اسرارآمیز درس دهد که هر کس بخواهد وحی های خدا را بپذیرد و جلال او را ببیند باید علاقه های دنیوی خود را رها کند و خواسته های آسمان را جستجو کند.

"او آن ها را بر یک کوه بلند می نهد، می گوید تئوفیلاکتوس مبارک، و نشان می دهد که کسی که از احساسات دنیوی بالا نمی رود، لیاقت دیدن چنین وحیاتی را ندارد. "رسول مقدس پولس به خوبی تعلیم می دهد، وقتی می گوید: "به دنبال کوه باشید، جایی که مسیح در سمت راست خدا نشسته است.

کسی که در پایین زمین راه می رود، نمی تواند دور را ببیند، و کسی که به کوه بلند صعود می کند، به راحتی می تواند به افق های دور نگاه کند، و کسی که فقط به زندگی دنیا اهمیت می دهد، چگونه می تواند از شیرینی نعمت های آسمانی آینده آگاه شود؟ اما کسی که به کوه اندیشه الهی می رود، حتی آنچه از آسمانها بالاتر است را می بیند و می بیند.

جانداران و حيوون هاي روي زمين نمي تونن به نور خورشيد نگاه کنن، همونطور که ذهن انسان که غرق در فايده هاي اين دنياست نمي تونه به جلال و نور لطف خدا نگاه کنه.

پس، ای مسیحی، ذهن خود را از زمین به آسمان، از حال به آینده، از وابستگی به دنیایی به آرزوی آسمانی بالا ببر، آنگاه خواهی دانست که خداوند اسرائیل چقدر مهربان است، چه شیرین ترین عیسی است، چه لذت بخش است عشق او و از وحی های الهی او لذت خواهی برد. خداوند شاگردانش را بر کوه پایین نیست، بلکه بر کوه بلند می برد. چرا؟ برای آموزش آنها به اندیشه الهی و با آن هم با تلاش: بدون تلاش امکان بالا رفتن وجود ندارد.

ارتفاع کوه، تصویر اندیشه الهی است، صعود به کوه، نشانه ای از کار است. بلند کردن ذهن به سوی خدا خوب است، اما نباید زحمت را ترک کرد: کارهای خوب با زحمت به دست می آید. ذهن خدا را می بیند، و کار به دیدن او منجر می شود؛ ذهن از مسیح اطاعت می کند، به دستورات او گوش می دهد، و کار مسیح را به دنبال او می برد.

اندیشه ی الهی از دیدۀ درونی مسیح لذت می برد، و کارگری چشم او را به خود جلب می کند: "به رنج و رنج من نگاه کن، می گوید خواننده" (زبور ۲۴:۱۸) پس دیده شدن مسیح از دیدن او کمتر نیست.

این دو فضیلت، <unk> اندیشه ی خدا و تلاش برای کسی که به سعادت و شادی های آسمانی می خواهد، به اندازه پرنده ای که بال دارد، ضروری است: پرنده با یک بال نمی تواند در هوا پرواز کند، و انسان با داشتن فقط یکی از این فضیلت ها نمی تواند به ارتفاع نجات کامل برسد؛ اندیشه ی خدا بدون زندگی سخت کوش واقعی نیست، و تلاش بدون اندیشه ی خدا سود نمی دهد.

هر پرنده ای با دو بال آزاد پرواز می کند؛ با دو فضیلت، <unk> با فکر خدا و محبت به کار، هر کس به فیور فکری می رود تا برای همیشه جلال خدا را ببیند، <unk> در ابتدا با محبت به کار بالا می رود، زیرا پیش از فکر خدا و شناخت خدا پیش می رود. رسولان مقدس کار خود را در حال بالا رفتن به کوه بلند برای دیدن جلال تجسم خداوند انجام دادند، و چه کسی می تواند امیدوار باشد که بدون تلاش به شادی دیدن چهره خدا برسد؟

چرا خداوند فقط پطرس، یعقوب و یوحنا را به کوه بالا برد و جمعیت را که از آنها پیروی می کردند و یا بقیه ی رسولان را به خود نبرید؟ برای اینکه از طریق آن به کسانی که می خواهند تمرینات پرهیزکاری را انجام دهند و از خدایی عقلانی لذت ببرند، آموزش دهد که به دنبال خلوت و سکوت باشند.

خداوند در زندگی تفرقه آمیز و شبانه روز آشکار نمی شود مانند در سکوت خلوت: ایلیای پیامبر خدا را در ذهن خود می بیند، هنگامی که او در مقابل پادشاه اسرائیل، اَخاب ایستاده است، با او استدلال می کند و می گوید: "زنده است خداوند خدای اسرائیل، که من در مقابل او ایستاده ام". (3 پادشاهان 17: 1)

با جسم تو پیش رو هستم، اما با ذهن من خدا، با چشم های جسمی من تو را می بینم، اما با عقل خدا، اما به طور غیر قابل مقایسه ای، ایلیاه پیامبر پروردگار خود را در خلوت و سکوت در کوه کرمل بیابان می بیند (3 پادشاهان، فصل 19): در اینجا او به مکالمه شیرین با خدا و وحی های او نه تنها در داخل، بلکه در تصاویر قابل مشاهده است.

درست است که در میان گفتار زندگی می توان گاهی ذهن خود را به خدا بالا برد، اما نه با همان راحتی که در خلوت ساکت است: در آنجا موانع زیادی وجود دارد، اما در اینجا سکوت و آرامش است. آیا خداوند خودش به بیهوده می گوید: "ایستید (یعنی توقف کنید).

(زبور ۴۵: ۱۱) ؛ مرا بشناسید، می گوید، با توجه به تفکر متدین، چگونه من مهربان و مهربان هستم، چگونه من کسانی را که من را دوست دارند دوست دارم و به همه کسانی که به من نزدیک هستند، نزدیک هستم. مرا بشناسید و به زودی من را پیدا خواهید کرد، مگر اینکه شما باطل را رها کنید و از نگرانی های اضافی دنیوی دور شوید.

بسیاری از مردم از این واقعیت آگاه شدند و از این دنیا به بیابان های آرام فرار کردند و در کوه ها و چاله های زمین سرگردان شدند (عبرانیان 11: 38) تا به تنهایی خود را به خدا اختصاص دهند و از نعمت های ارتباط با او لذت ببرند.

و خدا شب را برای نماز بهتر از روز قرار می دهد، و در آن شب همه جهان خاموش است، و چیزی جز آسمان پر ستاره و شکوه آن دیده نمی شود. و خداوند شب را برای نماز به فارو بر می انگیزد تا به همه ما یاد دهد که در نماز به هیچ چیز دنیوی فکر نکنیم، بلکه قلب خود را به آسمان بلند کند.

پادشاه داود در يک آهنگ پيشگويي به عنوان روشي که انسان مي تونه اسرار خدا را بفهمه اشاره کرد.

ما به او توجه می کنیم و به دنبال این معلم می گردیم: "شب می گوید، شب علم را آشکار می کند" (مز18:3) ؛ شب واقعاً معلم است که به ذهن انسان های خدا می آموزد که در ادامه این زندگی کوتاه مدت مانند تاریکی شب و سایه مرگ نشسته اند: "اگر به آسمان نگاه کنی (شب) ، "

و تو از گناهان مردم نفرت داري".

و اين است تعليمات شبانه، تا تو را از كارهاى بى ارزش زندگي آگاه سازد، و تو را از آن دو دور سازد.

طرح های شگفت انگیز و ساختمان های زیبا شبیه تابوت می شوند؛ درختان شگفت انگیز، باغ ها و جنگل ها شبیه ترس هستند؛ طلا، نقره و سنگهای گرانبها در تاریکی شب از مس، آهن و سنگ های معمولی متفاوت نیستند؛ زیبایی و ارزش آنها قابل توجه نیست؛ هیچ چیز در زمین نمی تواند در شب به انسان لذت زیبایی خود را بدهد، همه چیز در تاریکی پوشیده شده است و تنها آسمان دیده می شود، مانند مروارید، با ستارگان و به دست آوردن

که برای بینندگان مایه ی لذت است.

در اینجا قصد الهی دیده می شود: شب به طور اسرارآمیز به ما خوشنودی خدا را می آموزد آیا تو در سکوت به نماز پیوسته با شجاعت سخت کار، و شروع به بالا رفتن با ذهن خود را به کوه خدا، اجازه دهید برای چشم خود همه اشیاء دنیوی به همان گونه که برای آنها در شب هستند؛ همه کالاهای زندگی که فقط لذت های موقتی را به ارمغان می آورند، اجازه دهید شما را تحقیر کنید، از آنها به عنوان از یک مسیحی شایسته نیست،

که در آنها هیچ راستی نیست و سایه مرگ بر آنها پوشیده است.

و اگر تو را به نعمت هاي آسماني نگاه كنيم، نور لطف خدا بر تو روشن مى شود و از خوشي روحاني از ديدن نعمت هاى خدا پر مى شوى.

فیور در ترجمه از زبان یهودی به معنای خط پاک و نور است؛ بنابراین خداوند آنها را بر روی فیور می سازد، نه در مکان دیگری، تا رسولان از نام کوه یادآوری کنند که کسی که می خواهد در هنگام ظهور جلال الهی حضور داشته باشد، باید قبل از همه وجدان خود را مانند خط پاک داشته باشد، که شایسته پذیرش نور با فضل خدا است.

هنگامی که فرمانده ارتش کنعانی سیسرا برای نابودی اسرائیلی ها آمد، باراک، رهبر این گروه، به تَبور رفت و ارتش اسرائیل را در آنجا جمع کرد، از آنجا به سمت دشمن فرار کرد و تمام ارتش کنعانی را به پایان رساند، به طوری که خود سیسرا نیز کشته شد (قضات، فصل ۴).

خداوند این رویداد باستانی را به طور مرموز در تحول خود تکرار کرد: او قصد داشت پیروزی نهایی بر سیسرا جهنمی را به دست آورد، او در ابتدا به فابور رفت تا در اینجا به عنوان زره، مسلح به پدیده قدرت الهی، به شیطان حمله کند و او را شکست دهد، این همان چیزی است که در مورد فابور صحبت می شد: "در مورد پایان او صحبت می کردند" (لوقا 9:31).

در اینجا به یک مسیحی که می خواهد بر دشمن نامرئی غلبه کند و قدرت گناه را که بر او حاکم است، توصیه می شود که ابتدا به طرف پاکدل برآید، با توبه واقعی وجدان خود را پاک کند و از زندگی بد به زندگی نیکو تغییر دهد، و با زره عدالت و "سلاح کامل خدا" بپوشد (افسیان 6:13) ، پس او بدون هیچ تلاشی بر نیروی دشمن غلبه خواهد کرد.

خداوند با شاگردانش به کوه بالا رفت و در حضور آنها تغییر شکل گرفت (متی ۱۷: ۱- ۲). این کلمه، <unk> "در حضور آنها" توسط انجیل نویسندگان به این منظور نوشته شده است: برای روشن کردن اینکه مسیح برای خود تغییر شکل نداده است، چهره خود را مانند خورشید روشن می کند: نور، "درخشش جلال" (عبرانیان ۱: ۳) ، که هیچ تاریکی در خود ندارد، نیازی به روشنایی ندارد.

او به خاطر ما تبدیل شد تا تاریکی ما را روشن کند، تا ما را از بردگی گناه به بردگی صداقت و فرزندان خشم خدا تبدیل کند، تا فرزندان محبوب خدا باشیم، که هدف او ظهور مسیح است.

برای این او از یک باکره مقدس و روح القدس تجسم کرد، برای این "در صورت انسان شد" (فلپ.2:7) ، برای این او شکل یک برده را گرفت، و چه زحمت را تحمل کرد تا ما را به عنوان فرزندان، مانند پدر از دست داده شود.

"این کار دست توست. دست انسان نمی تواند بگوید که از تو خواسته شده است، اما تو خود کار خود را انجام داده ای". "موسی" این را گفت تا توجه بی نهایت خداوند را به انسان نشان دهد.

و آسمانها و زمين و دريا و نهرها و آنچه در ميان آن دو است و آنچه در ميان آن دو است و آنچه در ميان آن دو است و آنچه در ميان آن دو است و آنچه در ميان آن دو است و آنچه در ميان آن دو است و آنچه در ميان آن دو است و آنچه در ميان آن دو است و آنچه در ميان آن دو است و آنچه در ميان آن دو است و آنچه در ميان آن دو است و آنچه در ميان آن دو است و آنچه در ميان آن دو است و آنچه در ميان آن دو است.

کریل القدسی در این باره می گوید: "برای هر کسی نجات دهنده ما مطابق با تمایلات جانش است: برای کسانی که درخواست می کنند دعاهای خود را به خدا ارائه دهند، شفاعت و کشیش است. یا: "برای کسانی که گناه دارند، او برگی می شود تا برای ما قربانی شود و همه چیز وجود دارد، بدون تغییر در همان ماهیت خود باقی می ماند".

و هر چه مى كند براى سود ما است، نه براى سود خويش، تا از نعمتهاى بى پايان او سپاسگزارى كنيم و از گناهكاران به صالحان و از صلح طلبان به خداپسندان تبديل شويم.

و در قبر، او برای ما تغییر شکل داد تا ما از جلال آسمانی که برای ما آماده شده است آگاه شویم. او "بدن پست ما را تغییر خواهد داد" (فلپ.3:21) تا آن را در قیامت با بدن جلال خود در پادشاهی ابدی خود مطابقت دهد، که "از خلقت جهان" برای کسانی که او را دوست دارند آماده شده است (متی25:34).

به رحمت خود، ما را با آن ها در کنار خود قرار دهد. خداوند و خدای ما، مسیح، انسان دوست، به او افتخار و جلال، و اکنون و در آینده، و تا ابد، از پدر و روح القدس، آمین.

تو در کوه تبدیل شدی، و در حالی که شاگردان تو در آنجا بودند، جلال تو را دیدند، ای مسیح خدا، تا وقتی که تو مصلوب شده را دیدند، عذاب را درک کنند، زیرا آنها آزاد خواهند بود، و جهان ها تبلیغ می کنند که تو واقعاً نور پدر هستی.