7 August / 20 August New Style

زندگی پدر بزرگوار ما پيمن رحمان

یادآوری 7 اوت شروع به روایت از پیمن مبارک، توجه خود را به شجاعت بزرگ او در رنج ها متوقف می کنیم و از اینجا یاد می گیریم که بیماری باید با صبر تحمل شود و <unk> که قدرت خدا در ضعف انجام می شود. <unk> پیمن مبارک بیمار متولد شده است؛ بیماری او را در تمام زندگی ترک نکرده است، اما این بیماری بدن اجازه نمی دهد که بیماری روانی در او ایجاد شود: او از نقص پاک بود و از رحم مادر خود باکره بود.

او بارها از پدر و مادرش درخواست کرد که اجازه دهند او به صومعه برود تا به صورت غیر مذهبی خود را کوتاه کند، اما از عشق شدید به او، آنها به این درخواست ها موافقت نکردند، و می خواستند پس از مرگش جانشین او باشند.

یک بار، به عمل پیشگویی الهی، که همه چیز را به بهترین نحو تنظیم می کند، پیمن بسیار بیمار شد، به طوری که حتی به بهبود هم امید نداشت؛ به خاطر ضرورت، والدین او را به صومعه غار [صومعه غار کیو توسط آنتونیوم در دوران شاهزاده بزرگ ایزاسلاو (1054-1068 سال) تاسیس شد] بردند و از پدران بزرگوار در آن خانه خواستند تا برای نجات پسر از بیماری دعا کنند.

اما دعای شاکران به بیمار شفا نمی داد؛ دعای مبارک قوی تر از دعای همه آنها بود، زیرا او از خداوند برای خود بیماری بیشتری خواست، زیرا می ترسید که پس از بهبود، پدر و مادر او را دوباره از صومعه خارج کنند و به این ترتیب او را از این امکان محروم کنند که موی خود را کوتاه کند.

کلیسای ارتودوکس در درجه ویژه ای بر انتخاب کنندگان راه زندگی راهبری و خود را به طور کامل به خدا در دعا و توبه تسلیم می کند. به تصمیم گیرنده این راه این سوال مطرح می شود که آیا به طور آزادانه انتخاب می کند، سپس او باید سه عهد: کنیزی، عفت و فقر را ادا کند، پس از آن به نام سه گانه مقدس، موهای خود را به شکل صلیب بریده و لباس های راهب را بر روی آن قرار دهد.

پیمن مبارک بسیار غمگین بود و از خدا می خواست که خواسته اش را به گونه ای که می داند به انجام برساند. و یک شب، هنگامی که پدر و مادرش و بردگانش در خواب عمیق بودند، فرشتگان درخشان به او وارد شدند، برخی <unk> به شکل جوانان زیبا، برخی <unk> ایگومن ها و برادران؛ آنها در دستان خود انجیل مقدس، شمع ها، موهای موی، مانتو، عروسک و هر چیز دیگری که برای اصلاح نیاز است را حمل می کردند.

"آیا می خواهی موهایت را بریده باشیم؟" آنها از کشیش پرسیدند. او با خوشحالی پاسخ داد: "بله، می خواهم، خداوند شما را فرستاده است، آقاهای من؛ خواسته ی قلبم را برآورده کنید". آنها بلافاصله شروع به پرسیدن کردند، به طور کامل همه ی دستورات بریدن موهای زنانه را انجام دادند، بنابراین او را به شکل یک تصویر بزرگ فرشته بریدند، لباس و عروسکی به او پوشاندند، و نامش را پیمن گذاشتند. و به او، به عنوان سنت، شمع روشن دادند و گفتند:

<unk> در طول چهل روز و شب شمع خاموش نمی شود. و در عین حال او را از بیماری دائمی که از آن خلاص می شود نشانه ای از مرگ نزدیک او خواهد بود، پیش بینی کردند. بعد از بوسیدن پمن مبارک، آنها به کلیسا رفتند، جایی که در تابوت فئودوسیا [پردیس فئودوسیا، نزدیک ترین همدست آنتونیوس، بعداً هم کشیش صومعه کیف-پچر بود] قرار گرفت.

در حالی که او به ویژه رشد و افزایش یافته است و زندگی روحانی راهب های اخوان مانند یک چراغ در یک مکان بلند است.] موهای خود را، آنها را در پارچه پیچیده.

خاخامانی که در سلول های نزدیک بودند، صدای آواز را شنیدند و دیگران را بیدار کردند، فکر می کردند که شاید بزرگوار با برخی از برادرانش، بیمار را می ریختند یا او را به خواب می انداختند. همه با هم به سلولی که بزرگوار در آن خواب بود رفتند. در آنجا همه را خواب یافتند، پدر، مادر، برده ها. خاخامانی که آنها را بیدار کردند، دیدند که سلول پر از عطر است، و بیمار پر از شادی و شادی است و لباس های دیگر پوشیده است.

"چه کسی تو را بریده است و چه نوع آوازی که ما در اینجا شنیده ایم، اما پدر و مادرت را نشنیده اند؟" آنها به کشیش پاسخ دادند. "من فکر می کنم که من را بریده اند، به نام پیمن، یک راهب که با برادرانش به اینجا آمده است؛ آنها همان طور که شما شنیده اید آواز می خوانند؛ اما آنها این شمع را که می بینید به من دادند، می گویند که آن را به طور مداوم برای چهل روز و چهل شب می سوزاند؛ سپس، موهای من را در یک کمربند قرار دادند و با آنها به کلیسا رفتند. "

در این هنگام، راهبان فوراً به داخل کلیسا شتافتند، اما کلیسا را قفل شده یافتند؛ پس از بیدار کردن افراد، از آنها پرسیدند که آیا کسی بعد از نماز عصر به کلیسا وارد شده است. آنها پاسخ دادند که هیچ کس وارد نشده است، زیرا کلیدهای کلیسا در اختیار یک کلیسایارک است.

آن گاه یک کلیسای بزرگ بیدار شد (او به هیچ کس کلید نمی داد و خودش با هیچ کس وارد کلیسا نمی شد) ، کليدها را گرفت و راهبان وارد معبد شدند و در اینجا در تابوت فقیه فئودسیوس موهای در حال دراز کشیدن را یافتند. پس از آن همه چیز را به ایگومن اطلاع دادند. او به شدت شگفت زده شد و به شدت جستجو کرد که چه کسی می تواند فقیه پیمن را کوتاه کند، اما همه جستجو ها بیهوده بود.

و هر آينه اين امر از جانب خدا و فرشتگان است و براى همه آشكار است

بزرگان و برادران مدت ها در مورد این که آیا باید موهای معجزه آمیز را به عنوان موهای معمول که طبق قانون انجام شده است استفاده کنند، بحث کردند و به این فکر رسیدند که موهای پیرامون پیرامون پیرامون پیرامون پیرامون پیرامون پیرامون پیرامون پیرامون پیرامون پیرامون پیرامون پیرامون پیرامون پیرامون پیرامون پیرامون پیرامون پیرامون پیرامون پیرامون پیرامون پیرامون پیرامون پیرامون پیرامون پیرامون پیرامون پیرامون پیرامون پیرامون پیرامون پیرامون پیرامون پیرامون پیرامون پیرامون پیرامون پیرامون پیرامون

تعداد چهل نمادین است.

این به معنای انتقال از یک حالت به حالت دیگر، تجدید، تغییر است. پس از گذشت چهل روز پس از تولد، نوزاد برای وقف او به خدا به کلیسا آورده می شود. در روز چهل سالگی پس از مرگ، بر اساس اعتقادات کلیسای ارتدوکس مقدس، روح مسیحیان مرده برای عبادت به خدا بالا می رود.

و هر کس که بر او شعله زده شود، باید به نماز بپردازد، زیرا او برای زندگی جدید متولد شده است و برای زندگی دنیوی و فانی مانند مرده است.

"برادرم پيمن، اين صورت و نامي که خدا به تو داده به اندازه کافي براي تو هست". "اما هنوز هم به ما بگو، "براي اينکه کتاب موهاي تو را بياره، گفت: "چه کسانی موهاي تو را بريده اند و آيا چيزي که در اين کتاب نوشته شده حذف نشده است؟"

"چرا مرا امتحان می کنی، پدر؟ وقتی تو و همه برادرانت به اینجا آمدید، همه ی آنچه در این کتاب نوشته شده بود را در حق من انجام دادید، در حالی که گفتید که من باید تمام عمرم را از درد و رنج رنج رنج ببرم و فقط قبل از مرگ از آن خلاص می شوم، تا بتوانم در حال مرگم باشم. برای من دعا کن، پدر مقدس، که خداوند به من صبری بدهد. " و وقتی این را شنیدند، همه او را ترک کردند.

و از آن رو كه پيام پيامبرانش به او پيام دادند، پيام پيامبرانش به او پيام دادند، و او سه روز در بيمارى كه در آن مبتلا بود، بدحال بود، و نه مى خورد و نه مى نوشيد.

و آن روز که یک بیمار به همان بیماری که پیرامون پیمن بود، به صومعه غار آورده شد و بر او ریش بریده شد، و زنانی که وظیفه خدمت به بیمار داشتند، او را به پیرامون پیرامون پیمن آوردند تا هر دو به یک اندازه خدمت کنند، اما به خاطر بی توجهی به وظایف خود، بخشی از آنها را فراموش کردند، و بیمارها گاهی از تشنه ضعیف می شدند.

اگر خدمتگزاران ما به خاطر بو از ما متنفر باشند، برادر، اگر خداوند تو را دوباره زنده کند، آیا می خواهی به آنها تنبیه کنی؟

و چون خداوند بیماری تو را از تو برطرف کرد، و تو در حالی که بهبود یافته ای، به قول خود عمل کردی، پس مرا و کسانی را که مانند من هستند، پرستش کن، و کسانی را که وظایف خود را بی توجهی انجام می دهند، پروردگارت به بیماری های دردناک مبتلا می کند تا بعد از اینکه عذاب را تجربه کنند، نجات یابند.

برادر که از بیماری نجات یافته بود به مدت کوتاهی به پادشاہ پیمن خدمت کرد، چون نمی توانست بوی بد را تحمل کند، او را ترک کرد و او را در گرسنگی و تشنه بودن رها کرد، و بعد از رفتن، او در سلول دیگری اقامت گرفت. و ناگهان، مانند آتش، گرسنگی شدید او را گرفت، و قدرت بلند شدن نداشت، او سه روز از تشنه رنج می برد و در نهایت فریاد زد: "به خاطر خدا، از من رحم کنید، زیرا من از تشنه می میرم".

زنانی که در سلول نزدیک بودند، شنیدند که او بیمار است و به نزد او آمدند و به او خبر دادند و به او گفتند: "برادری که به تو خدمت می کند، می میرد".

و آن مرد به سرعت شفا یافت و از جا بلند شد و به هیچ وجه نتوانست به او کمک کند. پس از مدت ها، پيمن به او گفت: "ایمان کم، تو شفا يافتي. دوباره گناه مكن.

صبر ذلیل ها بی ثمر نخواهد ماند، کسانی که در اینجا غم و اندوه کوتاه مدت را تجربه می کنند، شادی و شادی را تجربه خواهند کرد، جایی که نه بیماری وجود دارد، نه غم و اندوه، نه آه و ناله، بلکه زندگی ابدی. به همین دلیل من همه چیز را تحمل می کنم. خدا که از طریق من تو را از بیماریت نجات داد، می تواند مرا از این بستر بالا ببرد و از ضعفم شفا دهد، اما من نمی خواهم. اما کسی که تا آخر صبر کند نجات خواهد یافت.

دوست دارم که در اين زندگي به جسد تبديل شوم تا بدنم در اين زندگي ناپذير شود، دوست دارم که در اين جا بوي بد را تحمل كنم تا در آنجا از خوشبويي نامحدودی لذت ببرم. بزرگوارم، برادر من، خدمت کلیسا در مکان روشن، پاک و مقدس، جایی که با نيروهای فرشته ای نامرئي، دعا به خدا خوشایند و شیرین است، چرا کلیسا آسمان زمینی نامیده می شود، و کسانی که در آن ایستاده اند، به عنوان کسانی که در آسمان ایستاده اند، در نظر گرفته می شوند.

اما کسی که این همه را تحمل می کند، می تواند با تشکر بگوید: "من به خداوند توکل کردم، و او به سوی من خم شد و فریاد مرا شنید". (زبور ۳۹: ۲) در حالی که به این گونه رنج می برند، رسول می گوید: "اگر شما در تنبیه صبر کنید، خداوند با شما مانند فرزندان رفتار می کند. . . .

(عبرانیان 12: 7-8) و خود خداوند به ما توصیه می کند، برادر من، می گوید: "با صبر خود، جان خود را نجات دهید". (لوقا 21: 19) با این توصیه، برادر او را ترک نکرد، او را خدمت کرد، اما یک رنجبردار شجاع و تقلید کننده واقعی ای از ایوب صالح، پیمن مقدس بیست سال در بستر بیماری، به لطف خدا، به طور مداوم بود.

هنگامی که زمان رفتن او فرا رسید، در صومعه غار نشانه ای ظاهر شد: سه ستون آتش در شب بر روی میز غذا ظاهر شد که سپس به بالای کلیسا منتقل شد.

خداوند به تنهایی معنای واقعی این نشانه را می دانست، اما غیرمنصفانه نیست که فرض کنیم که از طریق آن نشان داده شده است که خداوند تثلیث، که "فرشته های خود را از روح می سازد، و خدمتگزاران خود را از شعله های آتش می سازد" (زبور 103:4) ، قبلاً فرشتگان خود را برای روح پیمن بسیار دردناک، مانند روح لعزر فرستاده است: در آن روز او ناگهان بهبود یافت و از مرگ خود آگاه شد، پیشگویی ریزشگرانش را به یاد آورد.

او برخاست و در تمام سلول ها گشت و به همه سجده کرد و عذرخواهی کرد، و به زنان بیمار گفت: "برادران و دوستان من، برخاسته و مرا همراهی کنید". فوراً به گفته او بیماری آنها را ترک کرد و آنها بهبود یافتند و او را دنبال کردند.

او در داخل غار، به تابوت مقدس آنتونیوس سجده کرد و جایی را که می خواست دفن شود، اشاره کرد. قبل از مرگ، او یک راز شگفت انگیز را گفت و به تابوت برخی از برادرانش اشاره کرد:

<unk> در اینجا، <unk> گفت، <unk> شما در این سال دو برادر را قرار دادید، یکی بدون اسکیما و دیگری در اسکیما.

عروسک پوششی است که سر و شانه ها را از هر طرف در بر می گیرد: بالای آن کمی تیز است و با پنج صلیب تزئین شده است که از رشته های قرمز تزئین شده اند؛ این صلیب ها در پیشانی، سینه، هر دو شانه و پشت قرار دارند.

او از بالا از گردن در بندها و به طرفها تقسیم می شود، عضلات زیر دست ها را می گیرد و در شکلی صلیبی بر روی سینه و شانه ها قرار می گیرد، با همان بندها لباس را می پوشاند و می کشاند.

و برادر دیگری که در شیمی قرار دارد، بدون او پیدا می کنید: او در طول زندگی شیمی را نمی خواست، و کارهای شایسته آن را نشان نداد، و گفت، وقتی من را می بینید که این جهان را ترک می کنم، پس من را در شیمی برش دارید. او کلمات کسی را که گفت: نه مرده ها خداوند را ستایش می کنند، نه هر کسی که به گور می رود؛ اما ما خداوند را ستایش خواهیم کرد.

و هر کس که دارد، به او داده خواهد شد و او را فراوانی خواهد بود، و هر کس که ندارد، حتی آنچه دارد از او گرفته خواهد شد.

برادر سوم، ادامه داد، سال ها پیش در اینجا گذاشته شده بود و همه ی آن پوسیده بود، اما صورتش هنوز باقی مانده بود: برای محکومیت و تنبیه او نگه داشته شده بود، زیرا او کارهای ناشایستی را انجام می داد، زندگی اش را در تنبلی و گناه گذراند، و سخنان خداوند را به خاطر نیاورد: هر کس که بسیار داده شده است، بیشتر مورد تقاضا قرار می گیرد (لوقا 12:48) ؛ ریزش مو در صورتی که کارهای خوبی انجام نمی دهد، هیچ فایده ای برای کسانی که از عذاب ابدی نجات نمی یابند، ندارد.

پس از افشای این راز، پیرمرد پیمن به برادران خود گفت: "اینک کسانی که موهای من را بریده بودند برای گرفتن روح من آمده اند". بلافاصله پس از این کلمات، او برخاست و در برابر خداوند [11 فوریه سال 1110] دعا کرد.

پس از کاوش در قبرها که کشیش در مورد آن گفته بود، آنها مطابق با گفته های وی، سه مرد سیاه پوست را یافتند: دو نفر از آنها اخیراً مرده بودند، یکی در یک شیما دفن شده بود، از آن محروم شده بود، زیرا آن را به دیگری سپرده شده بود، که آن را نداشت؛ و برادر سوم، که مدت ها قبل مرده بود، همه چیز را پوسیده یافتند، اما شیما سالم بود. و همه مدت تعجب کردند از قضاوت غیر قابل انکار خدا، که به هر یک از اعمال خود پاداش می دهد.

جلال و عزت و قدرت به خدای ما باد تا ابد. آمین.