عذاب رسول مقدس متیوس
یادگاری ۹ اوت رسول مقدس متی، که از قبیله ی یهودا بود، در بیت لحم متولد شد؛ از کودکی در اورشلیم با هدایت شمعون خدای پذیر، کتاب های مقدس و قانون خدا را مطالعه کرد.
زمانی فرا رسید که خداوند، سی سال پس از تولد خود از مریم باکره و بعد از پذیرش تعمید از جان، خود را به جهان نشان داد، شاگردان را جمع کرد، او آمدن پادشاهی خدا را تبلیغ کرد، در عین حال معجزات و نشانه های بی شماری را انجام داد.
سنت متی، به تعلیمات مسیح گوش می داد و معجزات او را می دید، به او عشق می ورزید: او نگرانی های دنیوی را رها کرد، او با سایر شاگردان و مردم، از خداوند پیروی کرد، از دیدن چهره خداوند تجسم شده و از شادی بی نهایت تعلیمات او لذت می برد.
خداوند، که درخشان ترین حرکات قلب انسان را می بیند، شور و خلوص روح مقدس متّی را می بیند و نه تنها او را در میان شاگردانش انتخاب می کند، بلکه او را برای خدمت رسولی نیز انتخاب می کند.
اول، سنت متیا در میان هفتاد رسول کوچک تر بود که در انجیل درباره آنها گفته می شود: "خداوند هفتاد نفر دیگر را نیز برگزید و دو دو در پیش روی خود فرستاد" (لوقا 10: 1) ؛ سپس پس از رنج و مرگ، قیامت و صعود خداوند ما عیسی مسیح به آسمان، سنت متیا در میان دوازده رسول قرار گرفت.
پس از سقوط یهودا، آخرین رسول در میان دوازده رسول، چون هیچ کس به جای یهودا انتخاب نشد، تمامیت خود را از دست داد، و حق نامگذاری به عنوان دوازده نفر با او از دست رفت. بنابراین برترین رسول، سنت پیتر، در میان کلیسای مسیحیان اولیه ایستاد و به مؤمنان گفت که باید به جای یهودا که سقوط کرده و درگذشت، کسانی را انتخاب کنید که در تمام مدت که خداوند عیسی با آنها بود، با آنها بوده اند.
تا گروه برگزيده اش از دوازده رسول نزديک تر، سالم و بدون نقص باشد.
"و دو نفر را معرفی کردند، یوسف که بارسباگو نیز نامیده می شد، و متیاس، و دعا کردند و گفتند: "ای خداوند، تو که دلهای همه را می دانی، از این دو نفر کسی را که انتخاب کرده ای نشان بده تا این خدمت و رسالت را که یهودا از آن منحرف شده است، بپذیرد.
این انتخاب به زودی توسط خداوند با نازل شدن روح القدس به شکل زبان های آتش تأیید شد، زیرا روح القدس بر سایر رسولان مقدس و بر سنت متیا نازل شد، و به او فضل برابر با شاگردان خداوند را عطا کرد.
پس از نزول روح القدس، رسولان قرعه انداختند که کدام یک از آنها و به کدام کشور برای تبلیغ انجیل می روند؛ مقدّس متیا به واسطه قرعه ی یهودا به دست آمد، جایی که او کار کرد، و در شهر و شهر و وزن و بشارت از ظهور نجات در مسیح عیسی به جهان، در حالی که نه تنها در میان یهودیان، بلکه در میان غیریهودیان نیز نام مسیح را تبلیغ می کرد.
سنت می گوید که سنت متیا با انجیل مسیح و ساکنان اتیوپی [با اتیوپی، اتیوپی پونتی یا کولخید، مینگریلیا و ایمرتیای امروزی را درک می کنند] صحبت می کرد و در اینجا بسیاری از شکنجه های مختلف را تحمل کرد: او را به زمین کشیدند، کتک خوردند، به ستونی وصل کردند، شکم را با آهن محکم کردند و با آتش سوختند؛ اما توسط مسیح تقویت شده، سنت متیا شجاعانه و با شادی این شکنجه ها را تحمل کرد.
بر اساس برخی گزارش ها، سنت متیا در مقدونیه نیز انجیل را موعظه کرده است [مقدونیه <unk> کشوری در شبه جزیره بالکان که به گوشه شمال غربی دریای اژه (خلیج تسالونیک) متصل است. ]، جایی که یونانی های بدکار، با تمایل به آزمایش قدرت آموزه ای که توسط رسول مقدس تبلیغ می شد، او را گرفتند و مجبور کردند که سمی را که چشم را از دست می داد، بنوشد: هر کس آن را بنوشد، کور می شد.
اما سنت متیاس که به نام مسیح مسمومیت را نوشیده بود، هیچ آسیبی به او نرسیده بود و حتی افراد نابینا شده از این مسمومیت، که بیش از دوصد و پنجاه نفر بودند، شفا یافتند، و دستهای خود را بر روی آنها گذاشتند و نام مسیح را خواندند.
شیطان، که چنین توهیناتی را تحمل نمی کرد، در قالب یک پسر به بت پرستان ظاهر شد و دستور داد که متیا را بکشند، زیرا پرستش شیطان ها را از بین می برد. هنگامی که آنها می خواستند رسول مقدس را دستگیر کنند، مجبور شدند برای سه روز بدون موفقیت به دنبال او باشند: متیا مقدس، اگرچه در میان آنها می رفت، برای آنها نامرئی بود.
سپس رسول مقدس به غیرمسلمانانی که به دنبال او بودند، ظاهر شد و به طور داوطلبانه ای خود را به دست آنها تسلیم کرد؛ آنها او را به بند انداختند و در زندان انداختند، جایی که جن ها با خشم بر او ظاهر شدند و دندان های خود را بر او می خوردند، اما شب بعد خداوند در یک نور بزرگ به او ظاهر شد. او سنت متیا را تشویق کرد و از زنجیر آزاد کرد، درهای زندان را باز کرد و او را آزاد کرد.
روز بعد، او دوباره در میان مردم ایستاد و با شجاعت بیشتری به نام مسیح سخن گفت. اما وقتی برخی از آنها که قلبشان سخت بود، به سخنرانی او ایمان نیاوردند و خشمگین شدند، خواستند او را با دست خود بکشند، ناگهان زمین شکافت و آنها را بلعید.
پس از آن، رسول مسیح دوباره به جای خود، به یهودا بازگشت و بسیاری از فرزندان اسرائیل را به خداوند عیسی مسیح تبدیل کرد، و کلام خدا را به آنها اعلام کرد و نشانه ها و معجزات را تایید کرد.
متیای مقدس موسی را مقدس می نامید و او را تشویق می کرد که به قانون الهی که خدا بر روی لوح ها به او داده بود، عمل کند. در عین حال، متیای مقدس به مردم یاد می داد که به مسیح، به نشانه ها و تصاویر خود موسی، که توسط پیامبران پیش بینی شده بود، که توسط خدا برای نجات جهان فرستاده شده بود و از یک باکره پاک و بی عیب تجسم شده بود، ایمان بیاورند. در عین حال، متیای مقدس تمام پیشگویی های مربوط به مسیح را تفسیر می کرد.
در آن زمان، حنّان، که از مسیح نفرت داشت و نام او را نفرین می کرد، کاهن اعظم یهود بود.
و هنگامی که سنت متیا در سراسر جلیل بود و مسیح پسر خدا را در کنیسه های آنجا موعظه می کرد، یهودیان که از کفر و بدبختی کور شده بودند، خشمگین شدند و رسول مقدس را دستگیر کردند و به اورشلیم به امام اعظم حنّا بردند.
همه جهان و همۀ جمعۀ ما می دانند که ملت ما چه نقصی به خود وارد کرده است، و این به خاطر ما نیست، بلکه به خاطر فحشاء برخی از کسانی است که از میان ما خارج شده اند و به خاطر سودخواهی بی مقدار، بلکه به خاطر شکنجه، فرمانداران رومی هستند. لازم نیست که از این راهب های هرزه ی جدید که هزاران نفر را به خود جلب کرده اند، سخن بگوییم. شما خود می دانید که چند نفر از آنها توسط سربازان رومی کشته شدند.
و یهودا اهل جلیل و تِیوداس جادوگر، که با مرگشان همۀ یاد آنها از بین رفت.
اما در میان همه این راهب ها، مسیح ناصری که خود را پسر خدا و خدا می نامید، برخاست و با معجزات و معجزات جادویی که انجام می داد، بسیاری را به شگفت انداخت.
آیا نمی دانیم که موسی خود قانون خدا را به او داده بود؟ آیا نمی دانیم که پدران و پیامبران آن را رعایت می کردند؟ آیا نمی دانیم که موسی با خدا صحبت می کرد؟ آیا نمی دانیم که الیاس در عرش آتشین به بهشت برده شد؟ آیا نمی شنوید که یک مرد مرده بر روی استخوان های الیشع زنده شد؟
و سایر خدایان خدا چه قدر معجزات انجام دادند، اما هیچکدام از آنها جرأت نکردند کاری مانند عیسی انجام دهند، برای خود افتخار خدا را به دست آورند و قانون جدیدی را وضع کنند؛ پیامبران، که توسط روح القدس الهام گرفته شده بودند، با فروتنی کامل صحبت کردند، اما او با افتخار از ساختگی های خود صحبت کرد و به حدی به جنون رسید که کاهنان و سران را مورد انتقاد قرار داد، و نویسندگان و فریسی ها را منافق خواند. آیا او چنین کاری انجام داده است؟
از پيامبران؟
و سرانجامی شایسته ی تکبّر و تکبّر او به دست او آمد، و یاد او در میان مردم نابود شد، و هیچ کس او را زنده نمی کند.
به خصوص غم انگیز است که معبد خدا، شهر مقدس، و قوانین پدران در بردگی رومیان هستند، و هیچ کس همدردی، همدردی یا رهایی ندارد؛ ما را بدون گناه به دادگاه می کشند، و ما تحمل می کنیم؛ ما را فریب می دهند، و ما به سکوت موافقت می کنیم؛ ما را غارت می کنند، و ما صدای ما را نمی کنیم؛ و چه چیزی از همه غم انگیز تر است، که جلیلی ها ما را به دست رومیان تحویل می دهند، و بدون شرم ما و ملت ما را متهم به قتل عیسی می دانند.
بهتر است که اين چند گليلي از بين بروند تا اين مکان مقدس و تمام ملت ما از دست روميان نابود شوند. از اين دو شر، اگر از هر دو اجتناب نشه کرد، بهتر است کمتر و قابل تحمل تر را انتخاب کنيم.
و این شاگرد عیسی که الان جلوی ما ایستاده سزاوار مرگ است، اما باید ابتدا در مورد خودش فکر کند، ما وقت نمی گذاریم که درباره او فکر کنیم، چون ما از بین نرفته ایم، ما می خواهیم او را اصلاح کنیم، باید از این دو انتخاب کند، یا به قانون موسی عمل کند و زنده بماند، یا مسیحیان نام بگیرد و بمیرد.
"مردها و برادران، من نمی خواهم در مورد اتهامات شما بیشتر بگویم. برای من نام مسیحیان، یک جرم نیست، بلکه یک افتخار است. زیرا خداوند خودش از طریق پیامبر می گوید: "در روزهای آخر، او نام جدیدی را به بندگان خود خواهد داد".
"اگر به من گوش دهید،" "من به شما توضیح می دهم که آنچه ما تبلیغ می کنیم افسانه یا جادو نیست، بلکه حقیقت است که از زمان های قدیم در قانون تأیید شده است".
وقتی کاهن اعظم اجازه داد، سنت متیا دهانش را باز کرد و شروع به تفسیر پیش نمایش ها و پیشگویی های عهد قدیم در مورد عیسی مسیح کرد، چگونه خدا به پدران پدر، ابراهیم، اسحاق و یعقوب وعده داده بود که از نسل خود، مردی را برانگیزد که همه قبایل زمین از طریق او برکت خواهند یافت، چیزی که داوود در مورد آن می گوید: "و در او [قبایل] برکت خواهند یافت، و همه قوم ها او را برکت خواهند داد".
عیسی مسیح از یک باکره پاک (خروج 3:2) که اسعیا در موردش پیشگویی کرده است: "این باکره باردار خواهد شد و پسری را به دنیا می آورد و نامش را "عمانوئل" می گذارند" که به معنای "خدا با ما" است.
(استثنا ۱۸: ۱۵) اما پیش بینی کرده بود که نجات دهنده ای به طور داوطلبانه ای رنج می برد و بر درخت مار سوار می شد، چیزی که اشعیا نیز درباره آن می گوید: "مانند گوسفندی به کشتار برده شد" (اشعیا ۵۳: ۷) و "و با مجرمان شمرده شد" (اشعیا ۵۳: ۱۲) ؛ و یونس، که سالم از شکم نهنگ بیرون آمد، پیشگویی از قیامت سه روزه ی خداوند بود.
این توضیحات طولانی کتابهای عهد قدیم درباره عیسی مسیح، آنان را عصبانی کرد، و او نمی توانست تحمل کند و به سنت متّی گفت:
آیا شما جرأت می کنید قانون را نقض کنید؟ آیا شما این کلمات را نمی دانید که نوشته شده است: "اگر در میان شما یک پیامبر یا یک رؤیاگری برپا شود و نشانه ای یا معجزه ای به شما نشان دهد و نشانه یا معجزه ای که به شما گفته است به شما برسد، و بگوید: "باید به دنبال خدایان دیگری که شما نمی شناسید و آنها را خدمت کنیم "... و آن پیامبر یا رؤیاگری باید کشته شود " (استثنا ۱۳: ۱، ۲، ۵).
"من که می گویم نه تنها یک پیامبر هستم، بلکه پروردگار پیامبرانم، او خدای یکتا و پسر خدا است، به این دلیل من به او ایمان دارم و امید دارم که به خاطر نام مقدس او بی تردید شهادت بدهم".
و رسول مقدس جواب داد: "من با تمام قلبم باور دارم و به طور علنی اعتراف می کنم که عیسی ناصری که شما انکارش کردید و به قتل رساندید، پسر خدا است، تنها فرزند خدا، و من بنده او هستم. " امام اعظم گوشهای خود را بسته و دندان های خود را می شکند.
در آن لحظه کتاب شریعت باز شد و جایی که نوشته شده بود خوانده شد: "و هر کس خدا خود را لعنت کند، گناه خود را بر دوش خواهد کشید، و آن نفرین کننده نام خداوند باید کشته شود، و همۀ جماعت او را سنگسار خواهند کرد، و چشم شما بر او رحم نخواهد کرد، و این گونه بدی را از اسرائیل دور خواهید کرد". (موازین لاو. ۲۴: ۱۵- ۱۶) پس از خواندن این قسمت، کاهن اعظم به رسول مسیح گفت: "کلام تو علیه تو شهادت می دهد؛ خون تو بر سر تو خواهد بود".
سپس کاهن اعظم به سنت متیاس حکم سنگسار کردن داد، و رسولان را به قتل رساندند. و هنگامی که به جایی رسیدند که به نام بیتلاسکلوس، یعنی خانه سنگسار شدگان، سنت متیاس به رهبران یهود گفت:
<unk> ای منافقان، داود از شما به درستی می گوید: "گروه ای به جان صالح حمله می کنند و خون بیگناه را محکوم می کنند". (مز 93:21) و همچنین از این نوع آدم ها که باید نمی مردند، از طریق پیامبر حزقیال نیز گفته می شود.
پس از این سخنان رسول مسیح، دو شاهد، <unk> طبق قانون، <unk> دست خود را بر سر او گذاشتند و شهادت دادند که او خدا، قانون و موسی را نفرین کرده است. اما آنها اولین سنگ را به سنت متیو پرتاب کردند، در حالی که آخرین درخواست کرد که این دو سنگ اول با او دفن شوند، به عنوان شاهدان رنج های او برای مسیح. سپس بقیه نیز شروع به سنگ زدن به رسول مقدس کردند، و او دستان خود را بالا برد و روح خود را به خداوند سپرد.
اما یهودیان بدکار به شکنجه ی خود طنز و تمسخر بیشتری اضافه کردند. پس از مرگ شهید، آنها به خاطر رضایت رومی ها، سر او را با شمشیر قطع کردند، به طوری که طبق سنت رومی، رسول مسیح دشمن سزار بود.
اما مؤمنان جسد رسول را بردند و با احترام او را دفن کردند، و به خداوند ما عیسی مسیح، که با پدر و روح القدس، افتخار و جلال دارد، اکنون و در حال حاضر و تا ابدالآباد، ستایش کردند. آمین [با توجه به مینی های یونانی در شعری که به سنت متیا نسبت داده می شود، مرگ در صلیب است.
اکنون سر و بخشی از بقایای او در رم و بخشی دیگر در تریرا و پاویا نشان داده می شود.] . . Kondac، صوت 4: درخشان مانند خورشید که در سراسر جهان طلوع کرده است، پخش شما کلیسای بت پرستی را به لطف، معجزه آورتر از متیا رسول روشن می کند.
